برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1625 100 1
شبکه مترجمین ایران

ceiling

/ˈsiːlɪŋ/ /ˈsiːlɪŋ/

معنی: سقف، حد پرواز، پوشش یا اندود داخلی سقف
معانی دیگر: سقف (بخش درونی طاق)، (قیمت ها و مالیات و سایر امور مالی) حداکثر، بیشینه، تارک، (هواپیمایی) آسمانه، سقف پرواز، ارتفاع ابر، آسمانه ی پرواز، آسمانه ی ابر، ابر آسمان

بررسی کلمه ceiling

اسم ( noun )
(1) تعریف: the top interior surface of a room.

- We hung paper lanterns from the ceiling for the party.
[ترجمه you] ما فانوس های کاغذی را برای مهمانی از سقف آویزان کردیم
|
[ترجمه ترگمان] ما فانوس‌های کاغذی را از سقف آویزان کردیم تا به مهمانی بروند
[ترجمه گوگل] ما فانوس های کاغذی را از سقف حزب گذاشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She put a poster on the ceiling so she could look up at it while lying in bed.
[ترجمه ترگمان] او پوستر روی سقف گذاشت تا بتواند در حالی که روی تخت دراز کشیده بود به آن نگاه کند
[ترجمه گوگل] او یک پوستر روی سقف گذاشت تا او بتواند در حالی که در رختخواب می نشیند نگاه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something that resembles or functions like such a surface.

- The airplane was hidden from view by a ceiling of clouds.
...

واژه ceiling در جمله های نمونه

1. the ceiling can collapse any time
سقف ممکن است هر لحظه فروریزد.

2. the ceiling fan hummed all night
بادزن سقف تمام شب فرفر می کرد.

3. the ceiling is dripping
سقف آب می‌دهد (چکه می‌کند).

4. the ceiling is sagging
سقف شکم داده است.

5. cove ceiling
سقف دارای گچ‌بری مقعر

6. pay ceiling
حد بالای مزد،حداکثر دستمزد

7. a groined ceiling
تاق دارای تویزه

8. an embowed ceiling
طاق کمانی

9. the high ceiling of the hall and the silence awed him
تاق بلند و سکوت تالار او را مجذوب و مرعوب کرد.

10. the speed ceiling of a helicopter
حداکثر سرعت یک هلیکوپتر

11. hit the ceiling
(خودمانی) از جا در رفتن،آتشی شدن

12. they beamed the ceiling
سقف را با تیرچه ساختند.

13. to lower the ceiling
ارتفاع سقف را کم کردن

14. a fly on the ceiling
...

مترادف ceiling

سقف (اسم)
roof , cover , ceiling , loft , soffit , coverture , housetop
حد پرواز (اسم)
ceiling
پوشش یا اندود داخلی سقف (اسم)
ceiling

معنی عبارات مرتبط با ceiling به فارسی

بالاترین ارتفاع از سطح دریا که هواپیما می تواند درآن پرواز کند، سطح پرواز بیشینه، سقف پرواز
سقف دارای گچ بری مقعر
(خودمانی) از جا در رفتن، آتشی شدن
حد بالای مزد، حداکثر دستمزد
(هواپیمایی - حداکثر ارتفاع که در آن هواپیما می تواند با سرعت دلخواه اوج بگیرد) اوج مرز

معنی ceiling در دیکشنری تخصصی

ceiling
[عمران و معماری] سقف - ارتفاع زیر ابر - ارتفاع ابراز سطح زمین - ارتفاع هواپیما از سطح زمین
[ریاضیات] حداکثر، حد بالا، سقف، حداکثر مجاز
[آب و خاک] سقف
[زمین شناسی] کانال سقفی یک شیار انحلالی در سقف یک غارکه احتمالاً زمانیکه تشکیل شده، با آب پر شده است. مترادف: مئاندر سقفی. کانال برعکس/ سروته upside-down ehannel.
[ریاضیات] توقف منحنی در حداکثر
[ریاضیات] تابع سقف
[برق و الکترونیک] نشانگر ارتفاع ابر ابزاری فوتوالکتریکی برای اندازه گیری ارتفاع ابرها به کمک باریکه ی عمودی نور .
[عمران و معماری] تیرسقف - شاهتیر - شاهتیر زیر شیروانی
[زمین شناسی] مئاندر سقفی ، کانال سقفی.
[عمران و معماری] پریز سقفی
[نساجی] دمای حد بالا
[پلیمر] سقف دما
[آب و خاک] سقف ابر
[عمران و معماری] سقفواره
[عمران و معماری] سقف نما
[زمین شناسی] سقف کاذب ...

معنی کلمه ceiling به انگلیسی

ceiling
• overhead wall enclosing a room
• a ceiling is the top inside surface of a room.
• a ceiling is also an official upper limit on prices or wages.
ceiling fan
• fan suspended from a ceiling
ceiling price
• top price, maximum acceptable or required price
acoustic ceiling
• ceiling designed for effective transmission of sound
coffered ceiling
• ceiling decorated with sunken panels in a structure that looks like a box or a coffer
glass ceiling
• alleged limit on professional advancement imposed on women and minorities (form of racism and sexism)
hanging from the ceiling
• suspended from the ceiling of a room
lending ceiling
• credit limit; maximum credit that can be received; total credit which can be allotted
price ceiling
• maximum price at which a good can be sold legally (economics)
tax ceiling
• maximum percentage of tax that can be imposed
vaulted ceiling
• dome shaped ceiling, arch in the ceiling

ceiling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mansoureh
ارتفاع پرواز
کارولین
ریاضی: گرد کردن یکعدد اعشاری به نزدیکترین عدد بالایی
کارولین
برنامه نویسی: گرد کردن یکعدد اعشاری به نزدیکترین عدد صحیح بالایی
محمدرضا خانی
سقف اتاق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی ceiling

کلمه : ceiling
املای فارسی : کیلینگ
اشتباه تایپی : زثهمهدل
عکس ceiling : در گوگل

آیا معنی ceiling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )