برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1467 100 1

casually

/ˈkæʒ.uː.əl.i/ /ˈkæʒ.uː.əl.i/

تصادفا، بطورتصادف یااتفاق، ناگهان

واژه casually در جمله های نمونه

1. I casually mentioned that I might be interested in working abroad.
[ترجمه ترگمان]تصادفا اشاره کردم که شاید مایل باشم در خارج از کشور کار کنم
[ترجمه گوگل]من به طور معمول ذکر کردم که ممکن است علاقه مند به کار در خارج از کشور هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He threw the keys casually down on the table.
[ترجمه ترگمان]کلیدها را سرسری روی میز انداخت
[ترجمه گوگل]او کلیدها را روی میز گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She picked up the package and casually tossed it into her bag.
[ترجمه ترگمان]بسته را برداشت و با حالتی عادی آن را در کیفش ریخت
[ترجمه گوگل]او بسته را برداشت و به راحتی آن را به کیسه اش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His arm was draped casually around her shoulders.
[ترجمه ترگمان]دستش را روی شانه‌های او انداخته بود
[ترجمه گوگل]بازو او به طور معمول در اطراف شانه هایش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه casually به انگلیسی

casually
• randomly; informally (dressed)
casually dressed
• dressed in informal clothes, dressed in everyday clothes (like jeans, etc.)
dress casually
• dress informally, wear casual clothes

casually را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسام مهدوی
گاه گاهی
عاطفه .موسوی
خودمانی
حسین رضایی
با بی توجهی
ریحانه منصوری
به طور تصادفی
Parvaneh Azimi
بی قائده ،بی نظم ،نامرتب
Parvaneh Azimi
بی قاعده ،بی نظم ،نامرتب
Mahboube
سرسری، با بی دقتی
❤kimiya❤
نا منظم ، نا مرتب
ashkan
شیک مد روز
sportwoman
randomly
Maedeh❤❤
به طور ناگهانی،تصادفی،اتفاقی
امین خدادادی
راحتی،غیر رسمی
خبات
به میل خود - سهل انگارانه - با بی مسوولیتی - به دلخواه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی casually
کلمه : casually
املای فارسی : کسواللی
اشتباه تایپی : زشسعشممغ
عکس casually : در گوگل

آیا معنی casually مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران