برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1581 100 1
شبکه مترجمین ایران

cask

/ˈkæsk/ /kɑːsk/

معنی: بشکه، چلیک، خمره چوبی
معانی دیگر: به مقدار یک خم چوبی، یک بشکه، (به ویژه برای نگهداری شراب و آبجو و سرکه و غیره) خم، بشکه ی چوبی، خمره، پشک

بررسی کلمه cask

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large, strong barrel used esp. for storing wine, sherry, and similar alcoholic beverages.
مترادف: barrel, butt, hogshead, keg, pipe, puncheon
مشابه: firkin, tub, tun, vat, vessel

- The casks are stored in the wine cellar.
[ترجمه ترگمان] بشکه‌ها در سرداب شراب ذخیره شده‌اند
[ترجمه گوگل] بشکه ها در انبار شراب ذخیره می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the contents of such a barrel.
مترادف: barrel
مشابه: butt, container, firkin, hogshead, keg, pipe, puncheon, tub, tun

- The merrymakers consumed several casks of wine during the festival.
[ترجمه ترگمان] The چند چل یک شراب در طول جشنواره به مصرف رساندند
[ترجمه گوگل] این جشنواره ها در طول جشنواره چندین بطری شراب مصرف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: casks, casking, casked
• : تعریف: to put or store in a cask.
مترادف: barrel, store
مشابه: age, tub, vat

- The vintner will cask this s ...

واژه cask در جمله های نمونه

1. a tight cask
بشکه‌ی بی‌سوراخ

2. if the cask is not bunged well, the wine will go bad
اگر سوراخ بشکه خوب مسدود نشود شراب خراب می‌شود.

3. he broached the cask and began drinking
بشکه را سوراخ کرد و شروع کرد به آشامیدن.

4. to cant a cask
بشکه را به صورت منحنی درآوردن

5. to tap a cask
سوراخ بشکه را گرفتن

6. they drank a whole cask of wine
آنها یک بشکه کامل شراب نوشیدند.

7. to exhaust a wine cask
بشکه‌ی شراب را خالی کردن

8. to put a tap in a cask opening
سوراخ بشکه را با توپی گرفتن

9. He tapped off cider from a cask.
[ترجمه ترگمان]او شراب سیب را از بشکه‌ای بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او سیب را از مخزن بیرون کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The wine is tanged with cask.
[ترجمه ترگمان]شراب زیر بشکه‌ای است
[ترجمه گوگل]شراب با قوطی پر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویس ...

مترادف cask

بشکه (اسم)
barrel , cask , tank , butt , cade
چلیک (اسم)
barrel , cask , cade , drum , firkin
خمره چوبی (اسم)
barrel , cask

معنی کلمه cask به انگلیسی

cask
• barrel
• a cask is a wooden barrel used for storing alcoholic drink.
bottomless cask
• barrel without a bottom

cask را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع
بشکه چوبی مخصوص حمل مشروب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cask

کلمه : cask
املای فارسی : کسک
اشتباه تایپی : زشسن
عکس cask : در گوگل

آیا معنی cask مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )