یکی از معانیش که اینجا بهش اشاره نشده، �اپراتور سیمکارت� است. مثلا همراه اول و ایرانسل کریِر محسوب میشن.
یکی از معانیش �اپراتور سیم کارت� است که اینجا اشاره نشده بهش. مثلا همراه اول و ایرانسل کریِر محسوب میشن.
ناو هواپیما بر
Carrier USS George H. W Bush operating off southern Africa as Iranian Blockade Begins
در حالی که محاصره دریایی ایران شروع شده است، ناو هواپیما بر USS George H. W Bush در نزدیکی آفریقای جنوبی در حال عملیات است.
بار بر
حامل ( شخص یا چیزی که چیزی را حمل می کند ) اسم
"The carrier delivered the package to my door. "شرکت حمل و نقل ( شرکتی که خدمات حمل و نقل ارائه می دهد ) اسم
"I booked my flight with a major airline carrier. "
... [مشاهده متن کامل]
ناقل ( شخص یا حیوانی که یک بیماری یا ژن خاص را بدون اینکه خودش علائم را نشان دهد، منتقل می کند ) اسم
"She's a carrier of the disease, but doesn't show any symptoms herself. "
** ناو هواپیمابر ** ( یک کشتی جنگی برای جابه جا کردن هواپیما ) اسم
" The carrier launched fighter jets in response to enemy fire. "
دستگاه ( دستگاهی که قسمتی از سیگنال و ارتباط را میسر می سازد ) اسم
"The new carrier has better range"
انتقال دهنده ( چیزی که پیام یا سیگنال را انتقال می دهد ) اسم
"Fiber optic is a good carrier of light signals. "
سرویس دهنده موبایل ( شرکت های تلفن همراه که امکان ارتباط رو برقرار میکنند ) اسم
"Which carrier do you use for your mobile service?"
مسیر شغلی / حرفه ای ( مسیر پیشرفت در شغل یا زمینه کاری ) اسم
"A military carrier was her path to success"
به cellphone provider ها که همون شرکت های ارائه دهنده خدمات تکست، تماس و اینترنت هستن، هم carrier میگن
حامل، کشنده
مثال: The airline is a leading carrier in the region.
این خط هوایی یکی از معروف ترین حامل ها در منطقه است.
کژاوه، کجاوه ( معادل فارسی حمل کننده ی کودک )
ناو هواپیمابر
✅ توضیح و تفسیر انگلیسی: one who carries
✅ واژه ( با جداسازی اجزاء تشکیل دهنده ) : carri/er ✅ تلفظ واژه: KAR - ē - er ✅ معادل کاربردی، فارسی و توضیح واژه: حامل، ناقل: فردی که یک اختلال ژنتیک بدون علامت دارد و می تواند آن را به فرزندانش انتقال دهد ✅ اجزاء و عناصر واژه ( ریشه، پیشوند یا پسوند ) در پزشکی : -
[پزشکی] حامل، ناقل: فردی که یک اختلال ژنتیک بدون علامت دارد و می تواند آن را به فرزندانش انتقال دهد
a company that provides a service such as insurance or telephones
شرکت خدمات پس از فروش
شرکت مخابراتی
A telecommunications company
carrier ( حملونقل دریایی )
واژه مصوب: باربری
تعریف: شخص حقیقی یا حقوقی در یک قرارداد حمل کالا ازطریق دریا یا هوا یا خشکی یا ترکیبی از آنها
- بیمه گر
- بیمه کننده
ناقل بیماری ( در فردی که خود علایم و نشانه ای از آن بیماری بروز نمیدهد )
ناقل ویروس یا میکرب
جا به جا کننده
ناقل بیماری ( ژنتیک و . . . که خودش از آن رنج نمی برد؛ اما به دیگران منتقل می کند )
There are an estimated 1. 5 million HIV carriers in the country.
قاطر - جا به جا کننده
جابجاگر ، جابجاکننده
رساننده
[در ترکیب]
- بَر
برای نمونه aircraft carrier به معنی هواپیمابر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)