برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

cardboard

/ˈkɑːrdˌbɔːrd/ /ˈkɑːdbɔːd/

معنی: مقوا، مقوای نازک
معانی دیگر: (گیاه شناسی) هل (elettaria cardamomum از خانواده ی ginger ـ بومی آسیای جنوبی)، دانه ی هل (که جزو ادویه است)، مقوایی، کم دوام، بد ساخت، سطحی و مبتذل

بررسی کلمه cardboard

اسم ( noun )
• : تعریف: a rigid material made of layers of paper and used in packaging, signs, and the like.

واژه cardboard در جمله های نمونه

1. a cardboard box
جعبه‌ی مقوایی

2. a cardboard empire
امپراطوری قلابی (پوشالی)

3. cutting cardboard will blunt the edge of this knife
بریدن مقوا لبه‌ی این چاقو را کند می‌کند.

4. the cardboard characters of this play
بازیگران قلابی این نمایشنامه

5. thin cardboard
مقوای نازک

6. this cardboard is not waterproof but it is water repellent
این مقوا ضد آب نیست ولی آب به خود نمی‌گیرد.

7. meat packaged in cardboard boxes
گوشت که در جعبه‌ی مقوایی بسته بندی شده است

8. light bulbs are packaged in cardboard sleeves
لامپ‌های برق را در استوانه‌های مقوایی بسته بندی می‌کنند.

9. their housing is nothing but cardboard and wood
آلونک آنها از مقوا و چوب است و بس.

10. his picture was pasted on a cardboard
عکس او را روی مقوا چسبانده بودند.

11. this machine clamps together sheets of cardboard
این دستگاه صفحات مقوا را به هم بست می‌زند.

12. You'd swear he was a cardboard cut-out except that he'd moved his rifle.
...

مترادف cardboard

مقوا (اسم)
carton , pasteboard , cardboard , paperboard
مقوای نازک (اسم)
cardboard

معنی کلمه cardboard به انگلیسی

cardboard
• hard paper substance used for boxes
• cardboard is thick, stiff paper that is used to make boxes and other containers.
cardboard box
• box made out of stiff paper, paper box

cardboard را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali
کارتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی cardboard

کلمه : cardboard
املای فارسی : کردبرد
اشتباه تایپی : زشقیذخشقی
عکس cardboard : در گوگل

آیا معنی cardboard مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )