برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

cameraperson

cameraperson را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

z
فیلم بردار
H
عکاس
_ihwasti
شخص فیلمبردار
fati
فیلم بردار شخصی که برای تهیه ی فیلم یا برنامه ی تلویزیونی فیلم برداری می کند
tina
a person who operates a camera to make films or tv programs
Mohammadhossien
فیلم بردار،
A person who operates a camera to make films or Tv programs
مثال:فیلم بردار فیلم های مستهجن (پورن)
N
معنی:فیلم بردار(n;اسم)
مترادف:cameraman/person
He has been a camera person,since he was 16.
معنی:او یک فیلم بردار هست از وقتی ک ۱۶ ساله بوده.
Miss.Raya
Aperson who operates a camera to make films or tv programs
فیلمبردار برنامه تلویزیونی
F
فیلمبردار
Mahdi
فیلمبردار
Nazanint
The camera person is filming to make move.
یک نمونه جمله
فیلمبردار برای تهیه فیلم ،فیلم برداری میکند.
fatty
فردی که باکارکردن بادوربین فیلم وبرنامه های تلویزیونی می سازد
amir
a person who has a camera and make film orTV show with that
مولتی
فیلمبردار
Parsa
فیلمبردار
فیلمبردار
(◍•ᴗ•◍)
فیلمبردار
TT
فیلمبردار
big masood
فیلمبرداری که با وازلین میره خونه کسی که این رو میخونه!
یونس نادری
فیلمبردار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی cameraperson مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )