برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

calling

/ˈkɒlɪŋ/ /ˈkɔːlɪŋ/

معنی: صدا، ندا، فراخوانی، پیشه، پیشه و شغل، فراخواننده
معانی دیگر: حرفه، کار، بانگ، صدا زدن، تلفن زنی، سخن پراکنی، انگیزه، رسالت، احساس نیرومند (به ویژه در جهت خدمت به دیگران)، فریاد

بررسی کلمه calling

اسم ( noun )
• : تعریف: vocation, occupation, or career, esp. considered as inspired or inevitable.
مترادف: career, occupation, profession, vocation, walk of life
مشابه: art, business, craft, employment, field, forte, inspiration, lifework, line, m�tier, passion, pursuit, specialty, trade, work

واژه calling در جمله های نمونه

1. calling on my mother didn't enter into our original plan
سر زدن به مادرم جزو برنامه‌ی اولیه‌ی ما نبود.

2. in some countries calling a person by his first name is considered to be too familiar
در برخی کشورها صدا زدن شخص به اسم اولش بیش از حد خودمانی محسوب می‌شود.

3. this is london calling
(رادیو) اینجا لندن است.

4. teaching is a noble calling
معلمی پیشه‌ی شریفی است.

5. he heard a voice distinctly calling his name
او صدایی را شنید که به طور واضح نام او را می‌خواند.

6. darn it! i am tired of calling him!
اه - از بس صدایش زدم خسته شدم‌!

7. we shouldn't dignify this writing by calling it poetry
نباید با اطلاق واژه‌ی شعر به این نوشته‌ها اعتبار آن را بالا ببریم.

8. taking bribes is illegal but they circumvent the law by calling them "gifts"
رشوه گرفتن قدغن است ولی آنها آن را ((هدیه)) می‌نامند و بدین وسیله قانون را زیر پا می‌گذارند.

9. Councillors were presented with a petition calling for more money to be spent on policing the area.
[ترجمه ترگمان]Councillors با درخواست درخواست پول بیشتر برای رسیدگی به این منطقه ارائه شد
[ترجمه گوگل]شورای نگهبان با یک پرونده درخواست شد که پول بیشتری برای نظارت بر این منطقه صرف شود
...

مترادف calling

صدا (اسم)
report , bruit , vocal , throat , call , tone , noise , sound , vocation , roar , yell , voice , calling , phoneme , phone , tonicity , sonance , tingle
ندا (اسم)
call , calling
فراخوانی (اسم)
calling , summons
پیشه (اسم)
function , craft , mystery , profession , pursuit , vocation , occupation , trade , calling
پیشه و شغل (اسم)
calling
فراخواننده (صفت)
calling

معنی عبارات مرتبط با calling به فارسی

کارت ویزیت
برنامه فرا خواننده
دنباله فراخوانی
ناسزاگویی، دشنام
فراخوانی گزیده

معنی کلمه calling به انگلیسی

calling
• ambition, aspiration; profession
• a calling is a profession or career, especially one which involves helping other people.
calling a meeting
• arranging a meeting, setting a meeting, organizing a meeting
calling an alert
• initiating a state of readiness, declaring a state of alert
calling card
• business card, small card containing a persons name and telephone number
calling off
• cancellation
calling rate
• current price of telephone time

calling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی خدایی
جذب
سید واسعی
تماس گرفتن
سروش
مطالبه،وصول
sara
با اشاره به
F.sh
رسالت
لنا
فراخواني
tinabailari
صدا زدن
She was thinking so deeply that she didn’t hear us calling her
او داشت عمیقا فکر میکرد ب همین دلیل صدا زدن ما را نشنید 🇹🇻🇹🇻
مینا مهرآذر
رسالت شغلی،
حرفه‌ای که بیشتر با هدف کمک به دیگران و با رضایت قلبی جهت تحقق آرزوها و خواسته‌های درونی فرد برای تمام عمر انجام میشود و میزان درآمد، دارایی و ... در آن سنجیده نمی شود.
زهرا درفشی
دعوت شده
آرسام
ندای درونی و رسالت زندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی calling

کلمه : calling
املای فارسی : کالینگ
اشتباه تایپی : زشممهدل
عکس calling : در گوگل

آیا معنی calling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )