برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1395 100 1

call off

/ˈkɒlˈɒf/ /kɔːlɒf/

معنی: منحرف کردن، صرف نظر کردن
معانی دیگر: دشنام دادن، به زشتی نام بردن (از)، لقب زشت دادن به، ناسزا گفتن، 1- (اقلام یا اسامی را با صدای بلند) خواندن 2- موقوف کردن، کنسل کردن، به هم زدن، به بعد موکول کردن

بررسی کلمه call off

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to cancel (an appointment, action, event, or the like).
مشابه: cancel

واژه call off در جمله های نمونه

1. He decided to call off his regular press conference.
[ترجمه ترگمان]او تصمیم گرفت که کنفرانس مطبوعاتی معمولی خود را لغو کند
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت تا کنفرانس مطبوعاتی خود را به طور منظم فراخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was decided to call off the search when there was no hope of finding the missing child alive.
[ترجمه A F] در حالیکه هیچ امیدی برای زنده پیدا کردن بچه گمشده وجود نداشت،تصمیم بر این شد که تحقیقات را کنسل کنند.
|
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفته شد که هر وقت امیدی برای پیدا کردن بچه گم‌شده پیدا نشود
[ترجمه گوگل]تصمیم گرفت که جستجو را لغو کند، در حالی که هیچ امیدی برای پیدا کردن بچه گمشده زنده نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't let anything call off your attention from your studies.
[ترجمه مریم] نگذار چیزی تمرکزت رو از مطالعاتت دور کنه|
...

مترادف call off

منحرف کردن (فعل)
shunt , alienate , avert , divert , deflect , swerve , bend , call off , warp , wring , pervert
صرف نظر کردن (فعل)
call off , forbear , betake , pass up , withdraw , forget

معنی کلمه call off به انگلیسی

call off
• cancel an event; cancel a meeting or appointment; postpone indefinitely; order a dog to stop attacking a person; order a person to stop attacking another person
call off a hunger strike
• terminate a hunger strike, end a hunger strike
call off a strike
• end a strike
call off hostilities
• end the war, stop the fighting
call off summit
• cancel a conference of high level officials

call off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلاب
لغو کردن،صرف نظر کردن
فرزاد
تصمیم به اتفاق نیافتادن چیزی یا کاری:
اون خانم از ازدواج صرفنظر کرد .She’s called off the wedding.
اگر بیشتر از این بارون بیاد امکان داره بازی لغو بشه.If we have much more rain, the game might be called off.

تصمیم گرفتن به متوقف کردن چیزی یا کاری که در حال وقوع است:
با بدتر شدن وضع هوا، جستجو برای بازماندگان را لغو کردند.With the weather worsening, they’ve called off the search for survivors.

برای متوقف کردن کسی یا حیوانی از دنبال کردن چیزی یا کسی:
داد زدم که یارو سگش رو متوقف کنه .I yelled to the man to call off his dog.

.خیله خب.تو برنده شدی ، دیگه میتونی سگت رو متوقف کنی .All right, you win – you can call off the dogs now.
zana
کنسل کردن
ashkezari
کنسل کردن
Bunny Gonzales
به هم زدن
🐾 مهدی صباغ
به هم زدن موضوعی که برای آن برنامه ریزی شده بوده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی call off
کلمه : call off
املای فارسی : کال آاف
اشتباه تایپی : زشمم خبب
عکس call off : در گوگل

آیا معنی call off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )