برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1395 100 1

call a halt


دستور ایست دادن، (موقتا) قطع فعالیت کردن

واژه call a halt در جمله های نمونه

1. Scientists have decided to call a halt to the tests.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان تصمیم گرفته‌اند که برای آزمایش متوقف شوند
[ترجمه گوگل]دانشمندان تصمیم گرفتند به آزمایش متوقف شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They decided it was time to call a halt to the project .
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به این نتیجه رسیدند که زمان توقف پروژه فرا رسیده‌است
[ترجمه گوگل]آنها تصميم گرفتند زماني براي متوقف ساختن پروژه ايجاد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I urge those responsible to call a halt to the violence.
[ترجمه ترگمان]من افراد مسئول را ترغیب می‌کنم تا توقف خشونت را متوقف کنند
[ترجمه گوگل]من از مسئولان خواستم که به خشونت متوقف شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's time to call a halt to vandalism.
[ترجمه ترگمان]وقتش است که به خرابکاری خود خاتمه دهیم
[ترجمه گوگل]وقت آن است که متوقف به خرابکاری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

call a halt را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح): توقف روند چیزی از ادامه کار.

https://www.ldoceonline.com/dictionary/call-a-halt-to-something

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی call a halt
کلمه : call a halt
املای فارسی : کال ا حالت
اشتباه تایپی : زشمم ش اشمف
عکس call a halt : در گوگل

آیا معنی call a halt مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )