برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1733 100 1
شبکه مترجمین ایران

cab

/ˈkæb/ /kæb/

معنی: تاکسی، جای راننده کامیون، جای لوکوموتیوران
معانی دیگر: مخفف : (امریکا) اداره ی هواپیمایی کشوری، تاکسی ( taxicab هم می گویند)، رانندگی تاکسی کردن، تاکسیرانی کردن، درشکه، کالسکه ی کرایه ای، (کامیون و تراکتور و لوکوموتیو و غیره) اتاقک راننده، (عامیانه) تاکسی گرفتن، با تاکسی رفتن، (واحد وزن یهودیان کهن) کب (تقریبا معادل دو کوارتز)

بررسی کلمه cab

اسم ( noun )
(1) تعریف: a taxicab.
مترادف: hack, taxi, taxicab
مشابه: coach, conveyance, hackney, limousine, vehicle

(2) تعریف: the enclosed compartment of a heavy piece of machinery or vehicle where the driver or operator sits.
مشابه: compartment

(3) تعریف: a horse-drawn carriage used for public transportation; brougham.
مترادف: barouche, brougham, cabriolet, carriage, coach
مشابه: droshky, hansom
اسم ( noun )
• : تعریف: a Hebrew unit of measure equal to roughly two quarts.

واژه cab در جمله های نمونه

1. cab drivers often get stiffed
رانندگان تاکسی اغلب مغبون می‌شوند.

2. he called a cab
او تاکسی صدا زد.

3. i saw to my confusion that i did not have money for the cab
با دستپاچگی ملتفت شدم که پول تاکسی را ندارم.

4. The cab pulled up and the driver jumped out.
[ترجمه ترگمان]تاکسی بیرون آمد و راننده از جا پرید
[ترجمه گوگل]کابین بلند شد و راننده پرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The cab driver left the meter running while he waited for us.
[ترجمه ترگمان]راننده تاکسی وقتی منتظر ما بود متر متر در حال دویدن بود
[ترجمه گوگل]راننده کابین در حالی که برای ما منتظر بود، ماشین را در حال اجرا می گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There were calls for cab radios to link train drivers and signal boxes.
[ترجمه ترگمان]درخواست‌هایی برای رادیوی تاکسی برای لینک دادن رانندگان قطار و جعبه‌های سیگنال وجود داشت
[ترجمه گوگل]برای ردیابی درایورهای قطار و جعبه های سیگنال، برای رادیوهای کابین تماس گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف cab

تاکسی (اسم)
cab , taxi , taxicab
جای راننده کامیون (اسم)
cab
جای لوکوموتیوران (اسم)
cab

معنی عبارات مرتبط با cab به فارسی

(آمریکا) تاکسی بی جواز، تاکسی شخصی، تاکسی غیر قانونی
درشگه کرایه ای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد

مخفف cab

عبارت کامل: Cabinet
موضوع: کامپیوتر
قالب های بایگانی و فشرده شده محصولات مایکروسافت

معنی cab در دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] اتاقک - تاکسی
[کامپیوتر] پسوند فایلهای کابینت
[ریاضیات] دستور کب منهای بک
[ریاضیات] بک - کب
[نفت] کامیون نمودار گیری
[زمین شناسی] اتاقک فرمان

معنی کلمه cab به انگلیسی

cab
• extension in dos 8.3 for compressed files that are used by windows installation programs (computers)
• taxi; carriage; driver's compartment
• a cab is a taxi.
• the cab of a lorry is the part in which the driver sits.
cab calloway
• cabell calloway (1907-1994), american jazz musician and bandleader
cab driver
• person who drives a taxicab
• a cab driver is someone who drives a taxi for a living.
cab sav
• (slang) cabernet sauvingion wine
cab station
• taxi station, place to which cab drivers report before and after their shift, place where people can catch a cab or call in an order for a taxi
hail a cab
• stop a taxi

cab را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلی
کابین. کابین کامیون و تراکتور و...
Aa
آژانس, تاکسی تلفنی
دیانا
cab یک کلمه ی آمریکایی است وکه به معنی ماشین پلیس می باشد
Matin
تاکسی
Artina.A
1-تاکسی
تعریف = another word for taxi
2-اتاقک راننده
تعریف = the part of a lorry, train or bus where the driver sits
متین خدایی
تاکسی
هستی
کالسکه
Maryam Fathi
کابین یا اتاقک ماشین
Amir
در حوزه پزشکی به بررسی وضعیت بیمار برای کسب اطلاعات در زمان پذیرش او در بیمارستان گفته میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی cab

کلمه : cab
املای فارسی : کعب
اشتباه تایپی : زشذ
عکس cab : در گوگل

آیا معنی cab مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )