برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1399 100 1

Crib

/ˈkrɪb/ /krɪb/

معنی: اخور، فاحشه خانه، دله دزدی، دزدی ادبی، تختخواب بچه، کش رفتن یا دزدیدن
معانی دیگر: تختخواب کودک، تخت بچه (که دو سویش نرده دارد)، انبار غله (در مزرعه)، غله دان، راشدان، (عامیانه) دله دزدی، (آموزش) تقلب (در امتحان)، (عامیانه) دله دزدی کردن، دزدی ادبی کردن، (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن، نت کشیدن، (در امتحان) تقلب کردن، آخور (manger هم می گویند)، (جایگاه دام ها) آخورگاه، طویله، کمرا، ستورگاه، حصار، باره، خانه ی کوچک، کلبه، کاشانه، اتاق کوچک، اتاقچه، (در معدن و تونل و غیره) شمع، چوب بست، طاق نگهدار، طاقبند، (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه، زیراب، پل بنیان، در طویله قرار دادن، جا کردن، محدود کردن، (کودک را) در بستر گذاشتن، آخوردار کردن، (کودک) تخت دار کردن

بررسی کلمه Crib

اسم ( noun )
(1) تعریف: a stationary bed with high, barred sides for an infant or young child.

- The baby looked so sweet sleeping peacefully in his crib.
[ترجمه ترگمان] بچه به قدری شیرین به نظر می‌رسید که در تخت خوابش خوابیده بود
[ترجمه گوگل] کودک به آرامی در خوابگاه خود خوابید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a cattle stall or feed trough.

- They filled the crib with feed.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها گهواره را با غذا پر کردند
[ترجمه گوگل] آنها پرنده را با غذا پر کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a storage bin or building, esp. for corn.

- We store the corn in the corn crib and let it dry in there.
[ترجمه ترگمان] ذرت را در گهواره ذرت نگه می‌داریم و آن را خشک می‌کنیم
[ترجمه گوگل] ما ذرت را در کابین ذرت ذخیره می کنیم و آن را در آن خشک می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Crib در جمله های نمونه

1. crib note
ورقه‌ی تقلب

2. corn crib
انبار ذرت

3. brian was burbling in his crib
برایان در گهواره‌اش مشغول بوبو کردن بود.

4. the baby was playing in her crib
بچه در تخت خود بازی می‌کرد.

5. the baby was babbling away in his crib all morning
کودک تمام صبح در گهواره‌ی خود غان و غون می‌کرد.

6. This answer must be a crib: it's exactly the same as Jones's.
[ترجمه ترگمان]این جواب باید یک گهواره باشد: دقیقا مثل جونز است
[ترجمه گوگل]این پاسخ باید یک کابین باشد: دقیقا مانند جونز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I'm not at my crib, I'm at Jed's house.
[ترجمه ترگمان]من تو گهواره م نیستم، من خونه جد هستم
[ترجمه گوگل]من در کابین من نیستم، من در خانه جید هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Mary deposited the baby in the crib.
[ترجمه ترگمان]مری بچه را در گهواره گذاشت
[ترجمه گوگل]مری نوزاد را د ...

مترادف Crib

اخور (اسم)
bin , stall , manger , box stall , crib
فاحشه خانه (اسم)
crib , bordello , brothel , whorehouse , bordel , lupanar
دله دزدی (اسم)
cabbage , crib , picking , petty larceny , petit larceny
دزدی ادبی (اسم)
crib , plagiarism , plagiary
تختخواب بچه (اسم)
crib
کش رفتن یا دزدیدن (فعل)
crib

معنی عبارات مرتبط با Crib به فارسی

(اسب) عادت به گاز گرفتن چوب (مثلا چوب در یا آخور) همراه با بلعیدن هوا، چوب جویدن، گازگرفتن خورکه دراسب خوی بدی میشود
رجوع شود به: sudden infant death syndrome

معنی Crib در دیکشنری تخصصی

crib
[عمران و معماری] دیواره چوب بستنی
[زمین شناسی] سپر (زمین شناسی یخچالی) ،دیوار قفسه ای - در مهندسی: الف) یک دیوار حایل نوع صندوقی که از بخش های درهم قفل شده فولاد، بتن یا چوب ساخته شده است و برای ثابت کردن شیبها و حفاظت از جاده ها استفاده می شود. - ب) یک سازه مهندسی که یک آبگیر بوده و دور از ساحل سرند در یک دریاچه را احاطه می کند. - ج) در معدنکاری و استخراج سازه ای که معمولاً از تنه های درخت در هم قفل شده ای ساخته می شود که تشکیل یک شمع یا پشت بند بین سقف و کف را می دهد. همچنین، قطعات کوتاهی از چوب یا سایر مواد قرار داده شده در تونلها برای انتقال بارها به دسته های باری فولادی یا سایر شمع ها. -
[عمران و معماری] سد صندوقی جدار مایل
[زمین شناسی] سد صندوقی جدار مایل
[آب و خاک] سد چوب بستی
[زمین شناسی] دیواره صندوقی
[آب و خاک] بند صندوقه ای مشبک
[معدن] جرز فلزی (نگهداری)
[ریاضیات] قفسه ی ابزار، جعبه ی ابزار
[معدن] جرز چوبی (نگهداری)

معنی کلمه Crib به انگلیسی

crib
• small bed for a baby; feed rack for animals; stall; plagiarism; translation
• steal; imprison; place in a crib; copy, plagiarize; practice crib-biting (of a horse)
• a crib is a baby's cot; used in american english.
• if you crib, you copy something that someone else has written.
crib death
• sids, sudden infant death syndrome, suffocation of a baby while sleeping in a crib
baby crib
• bed for a baby which has protective rails surrounding it
portable crib
• baby's bed which can be folded and moved about

Crib را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ن م
تخت حفاظ دار کودک
aram
تخت نوزاد
تخت بچه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی crib
کلمه : crib
املای فارسی : کریب
اشتباه تایپی : زقهذ
عکس crib : در گوگل

آیا معنی Crib مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )