برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

Coverage

/ˈkəvərədʒ/ /ˈkʌvərɪdʒ/

معنی: پوشش، شمول
معانی دیگر: (میزان یا مبلغ یا مقداری که توسط چیز دیگری پوشیده یا کارسازی شود) پوشش، (رسانه ها) گزارش، پوشش خبری

بررسی کلمه Coverage

اسم ( noun )
(1) تعریف: the amount or type of protection available against loss or liability as provided by insurance or reserve funds, or the protection itself.

- The policy provides good coverage in case of fire.
[ترجمه ترگمان] این سیاست پوشش خوبی در مورد آتش فراهم می‌کند
[ترجمه گوگل] این سیاست پوشش مناسب در صورت آتش سوزی فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Everyone in the family has dental coverage now.
[ترجمه ترگمان] حالا همه اعضای خانواده پوشش دندون پزشکی دارن
[ترجمه گوگل] هر کس در خانواده در حال حاضر پوشش دندانپزشکی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the degree or extent to which something is covered.

- The teacher was impressed with the student's coverage of her topic.
[ترجمه ترگمان] معلم تحت‌تاثیر پوشش دانش آموزان از موضوع او قرار گرفت
[ترجمه گوگل] معلم تحت تأثیر پوشش دانش آموز موضوع او قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Coverage در جمله های نمونه

1. deductible coverage
مورد بیمه‌ی کاهشی (یا کسر کردنی)

2. live coverage
گزارش زنده،گزارش مستقیم

3. their coverage of news is very biased
پوشش خبری آنها دارای جهت‌گیری شدیدی است.

4. camera coverage
میدان پوشش دوربین

5. extensive television coverage
پوشش تلویزیونی مفصل

6. this insurance policy gives you complete coverage
این بیمه‌نامه به شما پوشش کامل می‌دهد.

7. The allegations received widespread media coverage.
[ترجمه ترگمان]این اتهامات پوشش رسانه‌های گسترده‌ای را به خود جلب کرده‌است
[ترجمه گوگل]این اتهامات پوشش گسترده رسانه ای را دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The media's coverage of the election has been skewed from the very beginning.
[ترجمه ترگمان]پوشش رسانه‌ها از انتخابات از همان ابتدا منحرف شده‌است
[ترجمه گوگل]پوشش رسانه ای از انتخابات از همان ابتدا از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Coverage

پوشش (اسم)
gear , roof , span , shield , cover , armature , coverage , envelopment , coating , covering , overlay , sconce , mantle , robe , capsule , theca , camouflage , capping , sheathing , casing , tunic , casement , incrustation , gaberdine , coverture , shroud , envelope , shale , integument , involucre , involucrum , revetment , roofing
شمول (اسم)
inclusion , liability , coverage

معنی عبارات مرتبط با Coverage به فارسی

میدان پوشش دوربین

معنی Coverage در دیکشنری تخصصی

[خودرو] مقدار سطحی که میتوان ان را با واحد حجم مشخص از یک ماده ضد زنگ و یا نظایر ان پوشا - مقدار سطحی که میتوان ان را با واحد حجم مشخص از یک ماده ضد زنگ و یا نظایر ان پوشا
[سینما] پوشش (نوری )
[عمران و معماری] پوشش
[فوتبال] پوشش
[زمین شناسی] منطقه زیر دید،پوشش ،شمول عارضهای در یک پایگاه دادهای فضایی. نمایش نقشهای مرکب از فایلهای گرافیکی و خصوصیتها در سیستم تهیه نقشههای رقومی.(در دورسنجی)
[بهداشت] پوشش
[حقوق] پوشش، شمول، مورد یا مبلغ بیمه
[نساجی] پوشش
[ریاضیات] مبلغ جبرانی، تحت پوشش، پوشش، پوشش دادن
[آمار] 1. پوشش 2. پوشانش
[عمران و معماری] سطح پوشش
[زمین شناسی] سطح پوشش
[نساجی] منطقه تحت پوشش
[آمار] مسئله پوشانش
[آمار] فرایند پوشانش
[خاک شناسی] پوشش استریوسکوپی
[عمران و معماری] زاویه پوششی
[سینما] میدان دید
[زمین شناسی] گستره دادههای موجود با توجه به موضوع برگزیده یا ناحیه موردنظر.
[زمین شناسی] پوشش جهانی
[سینما] میدان دید - میدان دید عدسی
...

معنی کلمه Coverage به انگلیسی

coverage
• covering; extent to which something is covered; survey, review; news reporting; insurance against potential damage
• the coverage of something in the news is the reporting of it.
coverage ratio
• ratio of income used to cover specific debts as opposed to total company debts (accounting)
extensive coverage
• comprehensive reporting by the media
full coverage
• including or covering something completely (full insurance coverage, full news coverage, etc.)
journalistic coverage
• reporting of a news event
media coverage
• extent to which in which information is reported on by the media
received wide coverage
• was given a great deal of media attention
television coverage
• reviewing, reporting, presence of a television crew at an event
universal coverage
• insurance coverage for all citizens or residents (esp. health insurance)

Coverage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد عسگری
در صنعت بیمه: پوشش بیمه‌ای بر روی اموال یا اشخاص
عادل
پوشش, شمول
مهدی هریسچیان
تسهیلات، خدمات
بهروز مددی
آنتن دادن، داشتن
***پوشش شبکه تلفن موجود نبودن***
.There wasn’t any coverage
کاوه
اینجانب روی گوشی موبایلم سیم کارت رایتل دارم روزها اول برای اینترنت بی اندازه خوب بود وسریع کار میکرد ولی الان مدتی است اینترنت سیم کارت رایتل خیلی کند شده ولی آن سیم کارت ایرانسل است خوب است چرا سیم کارت رایتل گوشیم ایرنتش ضعیف شده و داخل رایتل من گوشی میروم یک گزینه آن همین کلمه را نوشته شده باید چگار کنم ممنونم جوابم بدهید
JAVAD HASHEMI
محدوده عمل
علی باقری
Coverage و cover .به معني پوشاننده با واژه هاي فارسي خفتان (كپتان ), كف (كپ), كپگ , كفش , تفت , نفت (نپت)و واژه هاي قبا و كافر عربي كه در اصل به شكل كپا و كپر بوده اند همريشه مي باشد همه ي آنها از ستاك كپ kap هند و اروپايي گرفته شده اند .
اين واژه در زبان هاي اسپانياي cubrir ، ايتاليايي copertina ، ژاپني Kabā ، فرانسوي couvrir , ، لاتين cover آمده است.
براي اطلاعات بيشتر در اين مورد ذيل واژه ي خفتان قسمت پيشنهادات در اين لغت نامه مراجعه شود .


Dark Light
noun
1 [noncount] : the activity of reporting about an event or subject in newspapers, on television news programs, etc.
◀️The issue is not getting much coverage in the mainstream press.
◀️There was massive/extensive TV coverage of the funeral.
◀️The network will have live coverage of the game. [=it will broadcast the game as it is happening]

◀️I'm used to seeing many negative coverage about them
◀️It is not the most flattering xiverage about chinese people

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی coverage

کلمه : coverage
املای فارسی : کاورج
اشتباه تایپی : زخرثقشلث
عکس coverage : در گوگل

آیا معنی Coverage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )