برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1400 100 1

Connectedness

واژه Connectedness در جمله های نمونه

1. Communication technology has increased the connectedness between physicians and patients.
[ترجمه ترگمان]تکنولوژی ارتباطات ارتباط بین پزشکان و بیماران را افزایش داده‌است
[ترجمه گوگل]فن آوری ارتباطی ارتباط بین پزشکان و بیماران را افزایش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We cherish roots, family and connectedness.
[ترجمه ترگمان]ما ریشه‌ها، خانواده و پیوستگی را دوست داریم
[ترجمه گوگل]ما ریشه، خانواده و وابستگی را گرامی می داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. People aware of their connectedness can build both compassion and strength.
[ترجمه ترگمان]افرادی که از پیوستگی خود آگاه هستند می‌توانند هم شفقت و هم قدرت را بسازند
[ترجمه گوگل]مردم از همبستگی خود آگاه می توانند همدردی و قدرت را بسازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The connectedness of the individual worker to his work environment is such that it can easily be controlled by others.
[ترجمه ترگمان]ارتباط کارگر فردی به محیط کار او به گونه‌ای است که به راحتی می‌تواند ...

معنی Connectedness در دیکشنری تخصصی

connectedness
[ریاضیات] همبندی
[آمار] همبندی
[ریاضیات] همبندی بازه
[ریاضیات] همبندی گذروار
[ریاضیات] همبندی ساده

معنی کلمه Connectedness به انگلیسی

connectedness
• state of being attached, ability to be connected

Connectedness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
the state of being connected and having a close relationship with other things or people
Pouria
همبستگی ، وحدت
موهبت
پیوستگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Connectedness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )