برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1403 100 1

Conditions


وضعیتها، حالات، شرایط روانشناسى : اوضاع ورزش : مقررات و شرایط اسبدوانى علوم نظامى : اوضاع

واژه Conditions در جمله های نمونه

1. economic conditions necessitated immediate action
اوضاع اقتصادی مستلزم اقدام فوری بود.

2. if conditions were otherwise
اگر شرایط غیر از این بود

3. living conditions
شرایط زندگی

4. the conditions of the contract
شرایط قرار داد

5. the conditions that induced many young people to emigrate
شرایطی که خیلی از جوانان را ناچار به مهاجرت می‌کرد.

6. the conditions were favorable for progress
شرایط برای پیشرفت مساعد بود.

7. those conditions no longer obtain
آن شرایط دیگر وجود ندارد.

8. initial conditions
(ریاضی) شرایط آغازی،شرایط اولیه

9. fearful slum conditions
وضع وحشتناک گدامحله‌ها

10. nasty living conditions
شرایط زندگی وحشتناک

11. seeing the conditions of the prison revolted him
دیدن وضع زندان حال او را به هم زد.

12. the degenerative conditions of the nervous system
شرایط روبه وخامت دستگاه سلسله‌ی اعصاب

13. the pathetic conditions in so ...

معنی عبارات مرتبط با Conditions به فارسی

(ریاضی) شرایط آغازی، شرایط اولیه

معنی کلمه Conditions به انگلیسی

conditions of arrest
• circumstances of arrest, situation of arrest
boundary conditions
• conditions on a border
damp conditions
• slightly wet conditions
defence readiness conditions
• conditions in which (a country, group of people, etc.) is ready to defend itself
ecological conditions
• environmental conditions
environmental conditions
• state of the environment (weather, topography, etc.)
favorable conditions
• advantageous circumstances, suitable situation, auspicious conditions
good conditions
• satisfactory circumstances; satisfactory terms, acceptable stipulations
harsh conditions
• severe conditions
impose conditions
• make qualifications, set terms, place requirements, make stipulations
imposed conditions
• made qualifications, set terms, placed requirements, made stipulations
inhuman conditions
• substandard circumstances, wretched conditions
laboratory conditions
• conditions characteristic of a laboratory (sterility, hygiene, lack of interference from outside forces)
living conditions
• state in which one lives
sanitary conditions
• hygienic conditions, clean conditions, system for maintaining hygiene
set conditions
• create conditions, enforce terms
stipulated conditions
...

Conditions را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
شرایط
Terms and Conditions
تعهدات و شرایط
نیازعلی شمس
این واژه را اگر با سامه برابر کنیم نادرست است زیرا سامه چنین آمده:
سامه هم در فرهگ دهخدا وهم در فرهنگ معین بار درونمایه سخن را نمیرساند:بنابر این ما بر پایه واژه عربی ( شرایط) چند واژه پیشنهاد کردیم تقدیم به پارسی دوستان:
پیرامن در معین:
(مَ) (اِ.) نک پیرامون .
پیرامون
[ په . ] (اِ.)1 - گرداگرد،حوالی . 2 - محیط .
گر در دهخدا:
مفهوم میگردد. (برهان ). استعمال این لفظ در چیزی کنند که جعل جاعل را تصرف در هیئت آن چیز باشد، چون : شمشیرگر و زرگر مجاز است ، زیرا که جعل و جاعل را در ذات زر و آهن هیچ وضع نیست از جواهر الحروف . (از آنندراج ) (غیاث ). بمعنی صاحب و دارنده آید، چون : خصومتگر. توانگر. (آنندراج ). کننده و سازنده . (جهانگیری ) (برهان ). در اوستا کره (ساخته )، پهلوی کر ، گر ، هندی باستان کره ، کردی کر (ویرانگر [ ویران کننده ]) آمده .
اکنون با آمیختن این دو واژه (پیرامونگر )یا به شیوه ای بهتر (پیرامگر) بدست می‌آید که می‌تواند به کار رورد.
با سپاس
نیازعلی شمس
بنده باز در واژه به دست آمده دگرش‌هایی پدید آوردم و بدین روی می‌نگارم:
نه: در خانه،کاشانه،ویرانه
پس اینجا هم می‌توان پیرامونه را به کار برد
با سپاس
محمد
(شیمی) شرایط
علي
(حقوق) شروط مهم
روشنک درخشانی
You have good financial conditions
We can easily make an appointment at the hotel
شرایط مالی خوبی برخوردار هستین
ما میتوانیم ملاقات دیدار خود را در هتل به راحتی داشته باشیم
Shirin
در زیست شناسی

بیماری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی conditions
کلمه : conditions
املای فارسی : کوندیتیونس
اشتباه تایپی : زخدیهفهخدس
عکس conditions : در گوگل

آیا معنی Conditions مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )