برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

Coagulation

/koʊˌæɡjʊˈleɪʃn̩/ /kəʊˌæɡjʊˈleɪʃn̩/

معنی: انعقاد، لختگی، دلمه شدگی
معانی دیگر: لخته شدن، ماسیدن

واژه Coagulation در جمله های نمونه

1. Blood becomes stickier to help coagulation in case of a cut.
[ترجمه م] خون چسبناک تر می شود تا در صورت بریدگی به انعقاد کمک کند.
|
[ترجمه ترگمان]خون به stickier تبدیل می‌شود تا به انعقاد خون در صورت برش کمک کند
[ترجمه گوگل]خون برای کمک به انعقاد در صورت برش خون می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An abnormal coagulation profile and raised portal pressure then tend to enhance longitudinal and circumferential expansion, resulting in submucosal dissection.
[ترجمه ترگمان]یک پروفایل چسبندگی غیر عادی و افزایش فشار پورتال، تمایل به افزایش انبساط طولی و پیرامونی ایجاد می‌کند که منجر به تجزیه submucosal می‌شود
[ترجمه گوگل]پروفيل انعقاد غيرطبيعي و فشار پورتال بالا ميرود ولي گسترش انشعاب طولي و دور را افزايش ميدهد و منجر به انهدام ساب موكوس ميشود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. However, the outer surfaces are inactive in coagulation tests.
[ترجمه ترگمان]با این حال، سطوح خارجی در تست‌های چسبندگی غیر فعال هستند
[ترجمه گوگل] ...

مترادف Coagulation

انعقاد (اسم)
conclusion , ratification , coagulation , coalescence , gelation , ligation
لختگی (اسم)
coagulation
دلمه شدگی (اسم)
coagulation

معنی Coagulation در دیکشنری تخصصی

coagulation
[شیمی] انعقاد، دلمه شدگى ، لختگى ، لخته شدن ، ماسیدن
[عمران و معماری] انعقاد - دلمه ساختن
[مهندسی گاز] دلمه شدن ، ماسیدن ، لختگی
[بهداشت] انعقاد
[نساجی] انعقاد - بسته شدن - لخته شدن
[معدن] کواگولاسیون (عمومی فرآوری)
[خاک شناسی] انعقاد
[پلیمر] لخته شدن، انعقاد
[آب و خاک] هم آوری، انتعقاد
[نساجی] حمام انعقاد ( مرحله ای از تولید الیاف مصنوعی )
[معدن] تجمع نامتجانس (فلوتاسیون)

معنی کلمه Coagulation به انگلیسی

coagulation
• act or process of clotting; becoming clotted
coagulation factor
• clotting agent, any of the factors (from factor i to xiii) in the blood that are necessary for blood coagulation
coagulation factor i
• (haematology) factor i, fibrinogen, protein which the liver synthesises, protein that converts to fibrin when blood clots

Coagulation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین عاطف
انعقاد
محمد حسین
لخته سازی
احمد حسینی
انجماد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی coagulation

کلمه : coagulation
املای فارسی : کگولتین
اشتباه تایپی : زخشلعمشفهخد
عکس coagulation : در گوگل

آیا معنی Coagulation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )