برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Closest

Closest را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
بهترین دوست،
هلیا
چسبنده
هانیه
نزدیکترین
جواد
نزدیکتراز
Giti
نزدیکترین
رئوف
نزدیک ترین
غلامرضا
نزدیک به یک مقاله خوب انتخاب شود امری ضروری است
فاطمه
نزدیک ترین
نیما
نزدیک ترین
Amir
اولین
کاربر آبادیس
نزدیکترین
شهاب
نزدیکان
n
نزدیکترین
محسن .
نزدیک شدن به ....
مثلا در آمار نزدیک شدن(میل کردن) به توزیع نرمال
آوینا
نزدیک
آوینا
نزدیک
Afsaneh
خداحافظ ای فدایی زینب من دلم فقط از این میسوزه ای کاش تو یه جنگ رودررو شهید میشدند وگرنه شهادت که آرزوی سردار بود این کار بس ناجوان مردانه بود هرچند که اونقدر از سردار هراس داشتند که عرضه ی رودررو شدن نداشتند به هر حال شهادتت مبارک خوشا به سعادتت
دینا
نزدیک از
jahanaks.blog.ir
نزدیک، خودمانی
انا
کلاسست
saideh
نزدیک* خودمانی* best friend*

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Closest مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )