برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1609 100 1
شبکه مترجمین ایران

Clinical Psychology

واژه Clinical Psychology در جمله های نمونه

1. Keeping the contract Martin Herbert, a professor of clinical psychology, has written an excellent book, Living with Teenagers.
[ترجمه ترگمان]\" مارتین هربرت، استاد روانشناسی بالینی، با نگاه داشتن به این قرارداد، کتاب بسیار خوبی نوشته و با نوجوانان زندگی می‌کند
[ترجمه گوگل]نگهداری قرارداد مارتین هربرت، استاد روانشناسی بالینی، یک کتاب عالی با عنوان �زندگی با نوجوانان� نوشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Link to RAE results for clinical psychology.
[ترجمه ترگمان]پیوند به نتایج RAE برای روان‌شناسی بالینی
[ترجمه گوگل]پیوند به نتایج RAE برای روانشناسی بالینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. George A. Bonanno, a professor of clinical psychology at Columbia known for his work on resilience (the reaction of the 85 percent of the population that does adapt to loss), was skeptical at first.
[ترجمه ترگمان]جورج ای Bonanno، پروفسور روانشناسی بالینی در کلمبیا، به خاطر کار خود در حالت ارتجاعی (واکنش ۸۵ درصد جمعیتی که با دست دادن سازگاری ندارد)در ابتدا شک داشت
[ترجمه گوگل]جورج A Bonanno، استاد روانشناسی بالینی در کلمبیا به خاطر کارش بر روی انعطاف پذیری (واکنش 85 درصد از جمعیت که سازگار با از دست دادن) شناخته شده بود، ابتدا شک داشت
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Clinical Psychology به انگلیسی

clinical psychology
• branch of psychology dealing with the treatment of individuals and groups in a clinical setting

Clinical Psychology را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
روانشناسي باليني

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی Clinical Psychology مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )