برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

Cancel

/ˈkænsəl/ /ˈkænsəl/

معنی: لغو کردن، باطل کردن، خنثی نمودن، خنثی کردن، فسخ کردن، قلم زدن
معانی دیگر: به هم زدن، کنسل کردن، واداد کردن، وادادن، وازدن، پس گرفتن، (بلیط و چک و غیره) باطل کردن، خط بطلان کشیدن بر، (تمبر و غیره) با مهر باطل کردن، ملغی کردن، از اعتبار انداختن، (معمولا با out) جبران کردن، موازنه کردن، سر به سر کردن، (ریاضی) ساده کردن، صفر کردن، تحویل کسر، ساده کردن کسر، افکندن، (چاپ) حذف کردن، حذف، از قلم اندازی، مطلب از قلم افتاده، فس  کردن

بررسی کلمه Cancel

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cancels, canceling, canceled
(1) تعریف: to do away with, nullify, or eliminate, as an appointment or reservation.
مترادف: call off, scrub
مشابه: abolish, abort, abrogate, annul, blot out, dispense with, drop, eliminate, jettison, nullify, overturn, remit, rescind, retract, revoke, terminate, void

- Tonight's performance has been canceled.
[ترجمه ترگمان] نمایش امشب لغو شده‌است
[ترجمه گوگل] عملکرد امشب لغو شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He canceled his subscription to the news magazine.
[ترجمه ترگمان] He رو به مجله اخبار کنسل کرد
[ترجمه گوگل] او اشتراک خود را به مجله خبری لغو کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We had to cancel our vacation plans.
[ترجمه ترگمان] ما مجبور بودیم برنامه‌های تعطیلات خود را لغو کنیم
[ترجمه گوگل] ما مجبور بودیم برنامه های تعطیلاتمان را لغو کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She called th ...

واژه Cancel در جمله های نمونه

1. The stamp was only partially canceled.
تنها بخشی از تمبر باطل شده بود

2. Because the first shipment contained defective parts, Mr. Zweben canceled the rest of the order.
چونکه محموله ی اول شامل قطعات معیوب بود,آقایزوبن بقیه ی سفارش را لغو کرد

3. Having found just the right man for the job, Captain Mellides canceled all further interviews.
وقتیکه کاپیتان ملیدس فرد مناسبی را برای شغل مورد نظر پیدا کرد,تمام مصاحبه های دیگر را لغو کرد

4. he is entitled to cancel the contract any time he wishes
او حق دارد هر وقت بخواهد قرارداد را فسخ کند.

5. the advantages and disadvantages of this job cancel each other out
مزایای این شغل جنبه‌های منفی آن را خنثی می‌کند.

6. It is vitally important to cancel the order immediately.
[ترجمه ترگمان]مهم است که سفارش را فورا لغو کنید
[ترجمه گوگل]مهم است که بلافاصله آن را لغو کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. If you cancel now I'm afraid you forfeit your deposit.
[ترجمه ترگمان]اگه الان کنسل کنی می‌ترسم که deposit رو از دست بدی
[ترجمه گوگل]اگر اکنون من را لغو میکنم، میترسم سپرده خود را از دست بدهم
[ترجمه شما] ...

مترادف Cancel

لغو کردن (فعل)
abrogate , annul , nullify , repeal , cancel , override , countermand , disannul , rescind , revoke , supersede
باطل کردن (فعل)
abrogate , annul , cancel , override , undo , invalidate , void , frank , derogate , dispense , frustrate , disannul , invalid , quash , strike out
خنثی نمودن (فعل)
nullify , cancel , annihilate , thwart , neutralize , negate , frustrate
خنثی کردن (فعل)
negative , annul , nullify , cancel , undo , stultify , neuter , thwart , neutralize , negate , frustrate , counteract , foil , offset , counterbalance , countervail , discomfit
فسخ کردن (فعل)
annul , cancel , countermand , derogate , disannul , rescind , terminate
قلم زدن (فعل)
scratch , cancel , etch , enchase , engrave

معنی Cancel در دیکشنری تخصصی

cancel
[حسابداری] باطل کردن
[کامپیوتر] لغو کردن . متوقف ساختن - متوقف ساختن اجرای یک فرمان بیشتر کادرهای گفتگو دارای یک دکمه cancel هستند این دکمه کادر گفتگو را بدون هر گون اقدامی پاک می کند . - حذف
[حقوق] لغو کردن، باطل کردن، فسخ کردن، حذف کردن
[ریاضیات] باطل کردن، ساده شدن، حذف کردن، ساده کردن، صفر کردن، از بین بردن، تحویل کسر، حذف کردن
[کامپیوتر] پیام لغو( حذف )
[ریاضیات] ساده کردن

معنی کلمه Cancel به انگلیسی

cancel
• call off, repeal, revoke, erase
• if you cancel something that has been arranged, you stop it from happening.
• if you cancel something such as a hotel room or theatre seat, you tell the management that you no longer want it.
• if you cancel something such as a cheque or a business arrangement, you cause it to be no longer valid.
• if two things cancel each other out, they have opposite effects which combine to produce no real effect.
cancel button
• button for canceling a command in a dialog box
cancel out
• eliminate the effect of something

Cancel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
کَنسِل-واژه ای انگلیسی و در فارسی به این معنا کاربرد دارد:
حذف،نقض،باطل،رد،لغو،فسخ،به هم زدن!،وا دادن!-
به شمار نیامدن،حساب نکردن،نادیده گرفتن(ندید گرفتن)،خط زدن،از قلم انداختن!
مثال: پرواز های امروزم را همشون رو "کنسل کن" >>> لغو کن
رابطه دوستم با من "کنسل شد" >>> به هم خورد
فعلاً این جنسو "کنسلش کن" >>> فعلاً این جنسو ندید بگیر
ebi
بر هم زدن ، بر هم خوردن ، کنار گذاشتن ، در نظر نگرفتن
لیلا دلبری
به حساب نیاوردن
سیدحسین اخوان بهابادی
بی خیال، انصراف
امید
پس-اَفکند (به معنای عقب انداختن و متضاد پیش انداختن: برای نمونه عقب انداختن پرداخت شهریه یا برگزارنشدن موقت یک رویداد ورزشی....)
aram
برگزار نکردن
🖤MANI🖤
۱. خط زدن
۲. علامت گذاری کردن برای اینکه نتوان از آن استفاده کرد
۳. از بین بردن
۴. لغو کردن
مجتبی کاوه
طرد شدن، طرد کردن( مثل مفهوم cancel culture که پس از روی کار آمدن بایدن در امریکا رواج فراوانی یافته)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cancel

کلمه : cancel
املای فارسی : کنسل
اشتباه تایپی : زشدزثم
عکس cancel : در گوگل

آیا معنی Cancel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )