برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1365 100 1

CIO


(امریکا) همایش سازمان های صنعتی (رجوع شود به: afl-cio)

واژه CIO در جمله های نمونه

1. The CIO has a key role to play.
[ترجمه ترگمان]مدیر فن‌آوری اطلاعات نقشی کلیدی در بازی دارد
[ترجمه گوگل]CIO نقش کلیدی ایفا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A CIO can quickly see which applications need improvement and which are meeting corporate objectives.
[ترجمه ترگمان]مدیر کل اطلاعات می‌تواند به سرعت متوجه شود که کدام کاربردها به بهبود نیاز دارند و اهداف شرکت را برآورده می‌کنند
[ترجمه گوگل]CIO می تواند به سرعت متوجه شود که برنامه های کاربردی نیاز به بهبود دارند و اهداف شرکت ها را برآورده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Enterprise Chief Information Officer(CIO) candidate selection is a decision-making issue that includes both quantitative and qualitative factors.
[ترجمه ترگمان]انتخاب کاندیدای ارشد اطلاعات (CIO)یک مساله تصمیم‌گیری است که هم شامل عوامل کمی و هم کیفی است
[ترجمه گوگل]انتخاب نامزد انتخابات ریاست جمهوری (CIO) یک مسئله تصمیم گیری است که شامل عوامل کمی و کیفی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The CIO and It'senior managers are fired.
[ترجمه تر ...

معنی عبارات مرتبط با CIO به فارسی

مخفف: فدراسیون کارگران امریکا و کنگره ی سازمان های صنعتی (که در 1955 به هم پیوستند)

مخفف CIO

CIO
عبارت کامل: Chief Information Officer
موضوع: علمی
مدیر ارشد فناوری اطلاعات سی آی اُ (CIO) عنوان شغلی است برای بالاترین مقام تصمیم گیرنده یک اداره یا بخش فناوری اطلاعات در یک سازمان. گزارشات این مدیر برای مدیر عامل (مدیر ارشد اجرایی) یا CEO تهیه و ارسال می گردد. معمولاً این مدیر عضو هیات اجرایی ارشد سازمان می باشد. مهارتهای فنی این مدیر را نمی توان برای تمامی سازمانها یکسان تعیین کرد و هر سازمانی نسبت به ماموریت و شرح وظایف خود، مهارتهای فنی ویژه ای را برای این سمت تعریف می کند.

در گذشته مهارتهای فنی عمومی همچون علوم انفورماتیک – مهندسی نرم افزار یا سیستم های اطلاعاتی برای این سمت ذکر می شد، که امروزه به هیچ وجه همگانی نمی باشد. به تازگی توانایی های مدیریتی مورد نظر برای CIO را تیز هوشی تجاری و چشم اندازهای استراتژیک و مقدم بر مهارتهای فنی شخص ذکر می کنند.

نقش CIO گاه به مدیر ارشد دانش یا CKO بسط داده می شود (مدیری که نه تنها با اطلاعات بلکه با دانش نیز سروکار دارد). همچنین نقش CIO گاه با مدیر ارشد تکنولوژی یا CTO تعویض می گردد (مدیر CTO معمولاً بیشتر با توسعه و بهبود نرم افزاری و تحقیقات علمی سروکار دارد. عمر ماندگاری یک CIO در یک سازمان معمولاً ۵٫۷ سال و درآمد میانگین شخص در سال در کشور آمریکا ۱۸۵٫۱۲۵ دلار می باشد. در نظرسنجی انجام گرفته در سال ۲۰۰۶ از مدیران CIO ۴۱٪ اعلام کردند که به دنبال موقعیت بهتر در سازمان دیگر می باشند و این در حالی است که ۵۹ ٪ نیز اعلام کردند موقعیت دیگری را دنبال نمی کنند.

معنی CIO در دیکشنری تخصصی

CIO
[کامپیوتر] متصدی ارشد اطلاعات -متصدی تجاری که خود مسئول مدیریت اطلاعاتش است-chief infomation officer
[زمین شناسی] قطب متوسط زمین

معنی کلمه CIO به انگلیسی

cio
• north american alliance of industrial labor unions
• manager in charge of information technology inside an organization or company

CIO را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cio
کلمه : CIO
املای فارسی : کیو
اشتباه تایپی : زهخ
عکس CIO : در گوگل

آیا معنی CIO مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )