by the skin of one's teeth

/baɪ ðə skɪn ʌv wʌnz tiθ//baɪ ðə skɪn ɒv wʌnz tiːθ/

با دشواری بسیار، به سختی، (برنده یا کامیاب) با برتری ناچیز، با امتیاز کم

انگلیسی به انگلیسی

• just barely, by a narrow margin

پیشنهاد کاربران

لب مرزی ( لب مرز موفقیت )
انجام کاری در لحظه آخر و احتمال خیلی کم
به سختی و مویی رد شدن
مثال ها :
امتحان دادن
Did you pass the math test?
�Yeah, but only by the skin of my teeth.
...
[مشاهده متن کامل]

امتحان ریاضی رو دادی؟
آره، ولی خیلی نزدیک بود بیفتم، به زور پاس شدم!
رسیدن به اتوبوس یا قطار و . . .
I caught the last train by the skin of my teeth.
قطار آخری رو تو آخرین لحظه گرفتم، یه ذره دیرتر می رسیدم، جا می موندم.
فرار از خطر یا مشکل
He survived the accident by the skin of his teeth.
خیلی کم مونده بود بمیره، به سختی از تصادف جون سالم به در برد.
He forgot about the deadline and finished the assignment literally ten minutes before it was due by the skin of his teeth.
کلاً یادش رفته بود مهلت تحویل کیه، ولی ده دقیقه مونده به زمان تحویل پروژه رو تموم کرد. واقعاً در آخرین لحظه.
موفق شدن در مصاحبه یا کار
She got the job by the skin of her teeth.
خیلی رقابت سخت بود، ولی با زحمت تونست کار رو بگیره.
قبولی در یه موقعیت سخت
We made it to the deadline by the skin of our teeth.
خیلی نزدیک بود نتونیم کار رو به موقع تحویل بدیم، ولی آخرش رسیدیم.
فرار از یه شرایط خیلی خطرناک یا ترسناک
We escaped the fire by the skin of our teeth.
از آتیش سوزی فقط با بدبختی نجات پیدا کردیم، خیلی نزدیک بود گیر بیفتیم.
رسیدن به پرواز فرودگاه و . . .
We got to the gate by the skin of our teeth they were about to close it!
خیلی نزدیک بود دروازه پرواز بسته شه، دقیقاً لحظه آخر رسیدیم.
پرداخت بدهی یا قبض در لحظه ی آخر
I paid the rent by the skin of my teeth before the landlord showed up.
کرایه خونه رو دقیقاً قبل از اینکه صاحب خونه بیاد، به زور پرداخت کردم.
قبولی در آزمون رانندگی
I passed my driving test by the skin of my teeth the examiner almost failed me for not checking my mirrors!
آزمون رانندگی رو به زور قبول شدم، نزدیک بود رد بشم چون آینه ها رو چک نکرده بودم
کلمات و اصطلاحات مشابه :
Barely : به سختی، به زور
Just in time : در آخرین لحظه
By a hair’s breadth : به اندازه یه تار مو، خیلی نزدیک
A close call / close shave : نزدیک بود اتفاق بد بیفته، ولی نشد
Narrow escape : نجات با فاصله کم، فرار از خطر
By a whisker : مویی رد کردن، به اندازه یه موی دمه گربه
On the brink/verge of ( something ) : لبه چیزی بودن، نزدیک به
Scrape through : با سختی عبور کردن یا قبول شدن
By a narrow margin : با فاصله ی خیلی کم
By a slim margin : با اختلاف خیلی کم
Close call : نزدیک بود، اما نشد
Cut it fine : کار رو خیلی نزدیک به ددلاین ( مهلت تحویل ) � انجام دادن
On the edge : در لبه، نزدیک به اتفاق افتادن

از بیخ گوش رد کردن
با هزار زور و بلا
This is the sound of Aluche under my teeth
با چنگ و دندون. .
به هر زحمتی که شده. .
با چنگ و دندان
توضیح درباره اصطلاح by the skin of one's teeth
ترجمه تحت اللفظی این اصطلاح پوست روی دندان کسی است. دندان پوست ندارد و این اصطلاح ناممکن بودن و دشوار بون انجام کاری را می رساند.
منبع: سایت بیاموز
با اختلاف ناچیزی ( بردن مسابقه )
به سختی
با دشواری
To barely manage to do something
به سختی
به زور
به زور : just barely