🔸 معادل فارسی:
• تا پایانِ آن ( دوره / رویداد / بازه یِ زمانی )
• قبل از اتمامِ آن
• در پایانِ آن ( به معنایِ حداکثر تا لحظه یِ پایان )
🔸 مثال:
۱. "The administration imposed more than 500 new sanctions on Iran by its end ( the first year of the presidency ) . "
... [مشاهده متن کامل]
دولت تا پایانِ آن ( سالِ اولِ ریاست جمهوری ) ، بیش از ۵۰۰ تحریمِ جدید علیه ایران اعمال کرد.
۲. "The ceasefire was violated multiple times by its end ( the 30 - day truce ) . "
آتش بس تا پایانِ آن ( آتش بسِ ۳۰ روزه ) ، چندین بار نقض شد.
۳. "The military operation had achieved most of its objectives by its end. "
عملیاتِ نظامی تا پایانِ خود، به بیشترِ اهدافش دست یافته بود.
• تا پایانِ آن ( دوره / رویداد / بازه یِ زمانی )
• قبل از اتمامِ آن
• در پایانِ آن ( به معنایِ حداکثر تا لحظه یِ پایان )
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
دولت تا پایانِ آن ( سالِ اولِ ریاست جمهوری ) ، بیش از ۵۰۰ تحریمِ جدید علیه ایران اعمال کرد.
آتش بس تا پایانِ آن ( آتش بسِ ۳۰ روزه ) ، چندین بار نقض شد.
عملیاتِ نظامی تا پایانِ خود، به بیشترِ اهدافش دست یافته بود.