انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• به مراتب، بسیار
• بیش از حد، به شدت
🔸 مثال ها:
( اصطلاحی ) That child is too noisy by half.
آن بچه به مراتب بیش از حد پر سر و صدا است .
( اصطلاحی ) He's a good player, but he's too cocky by half.
... [مشاهده متن کامل]
او بازیکن خوبی است، اما بیش از حد مغرور است.
( تحت اللفظی ) The company's profits have fallen by half.
سود شرکت به اندازه نصف کاهش یافته است .
( ادبی ) His enthusiasm is too much by half for my liking.
اشتیاق او برای من بیش از اندازه است.
• به مراتب، بسیار
• بیش از حد، به شدت
🔸 مثال ها:
( اصطلاحی ) That child is too noisy by half.
آن بچه به مراتب بیش از حد پر سر و صدا است .
( اصطلاحی ) He's a good player, but he's too cocky by half.
... [مشاهده متن کامل]
او بازیکن خوبی است، اما بیش از حد مغرور است.
( تحت اللفظی ) The company's profits have fallen by half.
سود شرکت به اندازه نصف کاهش یافته است .
( ادبی ) His enthusiasm is too much by half for my liking.
اشتیاق او برای من بیش از اندازه است.