buy one's way out of something

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با پول خود را خلاص کردن / با رشوه یا پرداخت وجه از چیزی دررفتن
• با پول از موقعیتی خارج شدن ( مثل خدمت سربازی، زندان، قرارداد )
🔸 نکته:
این عبارت معمولاً بار منفی داره و به معنی استفاده از پول برای فرار از مسئولیت یا عواقب یه کاره. مثلاً توی فیلم ها میبینیم که یه نفر با پرداخت رشوه از زندان درمیاد یا با پول از خدمت سربازی معاف میشه.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• “He tried to buy his way out of the contract. ”
سعی کرد با پول خودش رو از قرارداد خلاص کنه
• “You can’t just buy your way out of every problem. ”
نمی تونی با پول از شر همه مشکلات خلاص بشی
• “Some celebrities buy their way out of jail time. ”
بعضی سلبریتی ها با پول از زندان درمیان

توسط دادن رشوه یا تاثیر گذاری روی فردی خود را از مهلکه رهانیدن.