buy back

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:
• بازخرید کردن
• دوباره خریدن
🔸 مثال ها:
( اقتصادی ) The corporation announced a $10 billion share buyback program.
شرکت یک برنامه بازخرید سهام ۱۰ میلیارد دلاری اعلام کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

( شخصی ) I sold my guitar years ago and now I want to buy it back.
گیتارم را سال ها پیش فروختم و حالا می خواهم دوباره بخرمش.
( دولتی ) The city offered to buy back homes damaged by the flood.
شهرداری پیشنهاد داد خانه های آسیب دیده از سیل را بازخرید کند.
( تاریخی ) After the war, many families tried to buy back their ancestral lands.
بعد از جنگ، بسیاری از خانواده ها سعی کردند زمین های اجدادی خود را بازپس بگیرند.

پس دادن
مثال . . . take something you have bought back to the store.
چیزی را که خریده اید به فروشگاه پس بدهید ( برگردانید ) .
بازخرید