با چرب زبانی صحبت کردن با کسی بخاطر اهداف شخصی
نرم کردن کسی با تعریف و تمجید تا ازش چیزی بگیری
پاچه خواری کردن
چاپلوسی کردن
مثال ها:
He spends most of his free time trying to butter up his boss so that he won't have to work so hard.
... [مشاهده متن کامل]
1. او بیشتر وقتش را صرف خودشیرینی کردن برای رئیسش می کند تا مجبور نباشد خیلی سخت کار کند.
Instead of buttering up the professor, focus on studying for the exam.
به جای چاپلوسی استاد، روی مطالعه برای امتحان تمرکز کنید.
He buttered the teacher up before asking for an extension.
قبل از اینکه درخواست مهلت بیشتر بده، حسابی از معلم تعریف کرد.
She’s buttering the boss up to get a promotion.
داره از رئیس تعریف می کنه تا ارتقا بگیره.
Don’t butter me up — just tell me what you want.
چاپلوسی نکن، بگو چی می خوای!
Are you buttering me up because you need a favor?
داری ازم تعریف می کنی چون یه کاری ازم داری؟
توضیح درباره اصطلاح butter someone up
در هندوستان وقتی می خواستند از خدایان درخواست کمک بکنند به مجسمه آن خدا گلوله های کره پرت می کردند یا به آن کره می مالیدند. این اصطلاح "کره مالیدن" از همانجا آمده است.
هم معنی ها :
polish the apple
soft soap
flatter
blarney
نرم کردن کسی با تعریف و تمجید تا ازش چیزی بگیری
پاچه خواری کردن
چاپلوسی کردن
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
1. او بیشتر وقتش را صرف خودشیرینی کردن برای رئیسش می کند تا مجبور نباشد خیلی سخت کار کند.
به جای چاپلوسی استاد، روی مطالعه برای امتحان تمرکز کنید.
قبل از اینکه درخواست مهلت بیشتر بده، حسابی از معلم تعریف کرد.
داره از رئیس تعریف می کنه تا ارتقا بگیره.
چاپلوسی نکن، بگو چی می خوای!
داری ازم تعریف می کنی چون یه کاری ازم داری؟
توضیح درباره اصطلاح butter someone up
در هندوستان وقتی می خواستند از خدایان درخواست کمک بکنند به مجسمه آن خدا گلوله های کره پرت می کردند یا به آن کره می مالیدند. این اصطلاح "کره مالیدن" از همانجا آمده است.
هم معنی ها :
چاپلوسی یا تعریف کردن از کسی به منظور جلب رضایت یا ترغیب او به انجام کاری.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
پاچه خواری کردن خودشیرینی کردن
کسی را نرم کردن برای پذیرفتن چیزی ( با مهربان بودن یا هدیه دادن چیزی که دوست دارد به او )