اما بعد، وقتی. . .
اما وقتی. . . / ولی وقتی. . .
اما بعد. . . / اما بعدا. . .
Ex. But then, when the funding ran out, nobody was having these conversations anymore.
اما بعد، وقتی بودجه تمام شد، کسی دیگر درباره اش حرفی نمی زد.
... [مشاهده متن کامل]
|
|
|
☆ اگر بافت محاوره ای باشد - - - > بعدش
Ex. But then when he goes missing!
بعدش معلوم نیست کجا رفت!
|
|
|
☆ بعد از همه ی معادل ها در صورت روان نبودن ترجمه می توان "که" اضافه کرد👇
Ex. But then, when I took the first bite, I broke down in tears.
اما وقتی که اولین لقمه را خوردم، اشک هایم سرازیر شد.
اما وقتی. . . / ولی وقتی. . .
اما بعد. . . / اما بعدا. . .
اما بعد، وقتی بودجه تمام شد، کسی دیگر درباره اش حرفی نمی زد.
... [مشاهده متن کامل]
|
|
|
☆ اگر بافت محاوره ای باشد - - - > بعدش
بعدش معلوم نیست کجا رفت!
|
|
|
☆ بعد از همه ی معادل ها در صورت روان نبودن ترجمه می توان "که" اضافه کرد👇
اما وقتی که اولین لقمه را خوردم، اشک هایم سرازیر شد.