🔸 معادل فارسی:
• تلاش ناکام و بی نتیجه | برنامه ی شکست خورده
• مهره سوخته | برگ برنده ی از دست رفته
• فرصت از دست رفته | طرح ناکام | نقشه ی بر باد رفته
• برگ برنده ای که دیگر کار نمی کند
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• The opposition’s threat turned out to be a busted flush.
تهدید اپوزیسیون در نهایت یک برگ برنده ی از دست رفته و بی اثر بود.
• His political career is now a busted flush.
دوران حرفه ای سیاسی او اکنون به یک فرصت از دست رفته تبدیل شده است.
• The reform plan was a busted flush from the start.
طرح اصلاحات از همان ابتدا یک برنامه ی شکست خورده بود.
• They invested heavily in a project that proved to be a busted flush.
آن ها سرمایه گذاری سنگینی روی پروژه ای کردند که در نهایت معلوم شد شکست خورده و بی حاصل است.
• تلاش ناکام و بی نتیجه | برنامه ی شکست خورده
• مهره سوخته | برگ برنده ی از دست رفته
• فرصت از دست رفته | طرح ناکام | نقشه ی بر باد رفته
• برگ برنده ای که دیگر کار نمی کند
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
تهدید اپوزیسیون در نهایت یک برگ برنده ی از دست رفته و بی اثر بود.
دوران حرفه ای سیاسی او اکنون به یک فرصت از دست رفته تبدیل شده است.
طرح اصلاحات از همان ابتدا یک برنامه ی شکست خورده بود.
آن ها سرمایه گذاری سنگینی روی پروژه ای کردند که در نهایت معلوم شد شکست خورده و بی حاصل است.
معنی: مُهرۀ سوخته، شکست کامل، شکست خوردۀ تمام عیار
یک اصطلاح ( برگرفته از بازی پوکر ) به معنی کسی یا چیزی که در ابتدا بسیار امیدوارکننده و موفق به نظر می رسید، اما در نهایت به یک شکست کامل یا طبل توخالی تبدیل شد
... [مشاهده متن کامل]
Many thought the new tech startup would dominate the market, but the product turned out to be a busted flush
خیلی ها تصور می کردند این شرکت نوپای فناوری بر بازار مسلط می شود، ولی محصول آن ها در نهایت یک شکست کامل از آب درآمد
He was a star athlete in his twenties, but after the injuries, he became a busted flush
او در تمام دهۀ بیست سالگی اش یک ورزشکار ستاره بود اما بعد از مصدومیت ها، به یک مُهرۀ سوخته تبدیل شد
یک اصطلاح ( برگرفته از بازی پوکر ) به معنی کسی یا چیزی که در ابتدا بسیار امیدوارکننده و موفق به نظر می رسید، اما در نهایت به یک شکست کامل یا طبل توخالی تبدیل شد
... [مشاهده متن کامل]
خیلی ها تصور می کردند این شرکت نوپای فناوری بر بازار مسلط می شود، ولی محصول آن ها در نهایت یک شکست کامل از آب درآمد
او در تمام دهۀ بیست سالگی اش یک ورزشکار ستاره بود اما بعد از مصدومیت ها، به یک مُهرۀ سوخته تبدیل شد
معنی: مُهرۀ سوخته، شکست کامل، شکست خوردۀ تمام عیار
یک اصطلاح ( برگرفته از بازی پوکر ) به معنی کسی یا چیزی که در ابتدا بسیار امیدوارکننده به نظر می رسید، اما در نهایت به یک شکست کامل یا طبل توخالی تبدیل شد.
... [مشاهده متن کامل]
Many thought the new tech startup would dominate the market, but the product turned out to be a busted flush
خیلی ها تصور می کردند این شرکت نوپای فناوری بر بازار مسلط می شود، ولی محصول آن ها در نهایت یک شکست کامل از آب درآمد
He was a star athlete in his twenties, but after the injuries, he became a busted flush
او در تمام دهۀ بیست سالگی اش یک ورزشکار ستاره بود اما بعد از مصدومیت ها، به یک مُهرۀ سوخته تبدیل شد
یک اصطلاح ( برگرفته از بازی پوکر ) به معنی کسی یا چیزی که در ابتدا بسیار امیدوارکننده به نظر می رسید، اما در نهایت به یک شکست کامل یا طبل توخالی تبدیل شد.
... [مشاهده متن کامل]
خیلی ها تصور می کردند این شرکت نوپای فناوری بر بازار مسلط می شود، ولی محصول آن ها در نهایت یک شکست کامل از آب درآمد
او در تمام دهۀ بیست سالگی اش یک ورزشکار ستاره بود اما بعد از مصدومیت ها، به یک مُهرۀ سوخته تبدیل شد