bust into

پیشنهاد کاربران

To forcefully or suddenly enter a place, often with energy, urgency, or without permission. It can also mean to begin doing something abruptly or unexpectedly.
1. ناگهانی وارد شدن: به معنای ورود زورمندانه یا ناگهانی به یک مکان، اغلب با انرژی، فوریت، یا بدون اجازه.
...
[مشاهده متن کامل]

2. ناگهانی شروع کردن: همچنین می تواند به معنای شروع یک کار یا رفتاری به شکل ناگهانی و غیرمنتظره باشد.
3. معنی مجازی یا نمادین:
این عبارت اغلب نماد دخالت، شکستن مرزها یا شروع یک کار به صورت تکانه ای یا پرشور است.
مترادف؛ Break into, burst into, barge in, storm into
مثال؛
She busted into the meeting, demanding to speak to the manager.
The burglars busted into the house while the family was away.
He busted into laughter at the joke, unable to hold it back.

( برای بازداشت ) ریختن به جایی
بدون اجازه وارد جایی شدن

بپرس