بیش از حد کار کردن یا خودت رو خسته کردن
از صبح تا شب ( و حتی شب تا صبح! ) درگیر بودن
🗣 مثال های کاربردی:
You've been working all day and studying all night. You're burning the candle at both ends.
... [مشاهده متن کامل]
تمام روز کار می کنی و تمام شب درس می خونی؛ داری خودتو از پا درمیاری.
She was burning the candle at both ends before the exam.
قبل از امتحان حسابی خودش رو خسته کرده بود.
You need some rest. You can't keep burning the candle at both ends.
به استراحت نیاز داری؛ نمی تونی همین طور ادامه بدی و خودتو فرسوده کنی.
🔄 اصطلاحات نزدیک:
Work yourself to death
خیلی زیاد کار کردن
Run yourself ragged
خودت را خسته و فرسوده کردن
Overwork yourself
بیش از حد کار کردن
از صبح تا شب ( و حتی شب تا صبح! ) درگیر بودن
🗣 مثال های کاربردی:
... [مشاهده متن کامل]
تمام روز کار می کنی و تمام شب درس می خونی؛ داری خودتو از پا درمیاری.
قبل از امتحان حسابی خودش رو خسته کرده بود.
به استراحت نیاز داری؛ نمی تونی همین طور ادامه بدی و خودتو فرسوده کنی.
🔄 اصطلاحات نزدیک:
خیلی زیاد کار کردن
خودت را خسته و فرسوده کردن
بیش از حد کار کردن
زیاده روی در کار و فعالیت
دود چراغ خوردن و بی وقفه تلاش کردن
کار کردن بدون استراحت ( زمان طولانی )