معنی تحتاللفظی "Burn to crisp" این است: "تا حد ذغال/خاکستر سوختن" ( یعنی چیزی آنقدر بماند تا کاملاً خشک و سیاه و شکننده شود ) .
اما در کاربرد روزمره و اصطلاحی، معادلهای زیر را دارد:
� "سوختن و خاکستر شدن" ( برای خوراکی مثل نان یا کباب )
... [مشاهده متن کامل]
� "تفته شدن" ( محاورهای: اگر چیزی موقع پختن بسوزد )
� "برشته شدن کامل"
� "تفتیدن"
مثال انگلیسی: I forgot the bread in the oven and it burned to a crisp.
ترجمه: نان را در فر فراموش کردم و کاملاً سوخت و تفته شد / ذغال شد.
اگر برای شخص یا چیز دیگری به کار رود، کنایه از "کلاً از بین رفتن" یا "نابود شدن" دارد ( مثلاً در آتش سوزی یا آفتاب شدید ) .
اما در کاربرد روزمره و اصطلاحی، معادلهای زیر را دارد:
� "سوختن و خاکستر شدن" ( برای خوراکی مثل نان یا کباب )
... [مشاهده متن کامل]
� "تفته شدن" ( محاورهای: اگر چیزی موقع پختن بسوزد )
� "برشته شدن کامل"
� "تفتیدن"
مثال انگلیسی: I forgot the bread in the oven and it burned to a crisp.
ترجمه: نان را در فر فراموش کردم و کاملاً سوخت و تفته شد / ذغال شد.
اگر برای شخص یا چیز دیگری به کار رود، کنایه از "کلاً از بین رفتن" یا "نابود شدن" دارد ( مثلاً در آتش سوزی یا آفتاب شدید ) .
کاملا سوخته شده
جزغاله شده
جزغاله شده