🔸 معادل فارسی:
گاز دادن شدید / با سرعت زیاد حرکت کردن / لاستیک دود کردن
در زبان محاوره ای:
یه هو گازشو گرفت، با سرعت زد بیرون، لاستیکا رو دود کرد
🔸 تعریف ها:
1. ( رانندگی – تحت اللفظی ) :
... [مشاهده متن کامل]
حرکت سریع خودرو به طوری که لاستیک ها روی آسفالت اصطکاک شدید پیدا می کنن و دود یا رد سیاه به جا می ذارن
مثال:
He burned rubber leaving the parking lot.
با سرعت از پارکینگ زد بیرون و لاستیکا رو دود کرد.
2. ( استعاری – عامیانه ) :
ترک سریع یک مکان یا شروع کاری با انرژی و سرعت زیاد
مثال:
Let’s burn rubber and finish this project!
بزن بریم با سرعت این پروژه رو تموم کنیم!
3. ( فرهنگی – نماد هیجان ) :
در فرهنگ خودرو و مسابقه، نماد قدرت، هیجان، و نمایش مهارت رانندگی
مثال:
They love to burn rubber on weekends with their sports cars.
آخر هفته ها عاشق اینن که با ماشین های اسپرتشون گاز بدن و دود کنن.
🔸 مترادف ها:
speed off – race away – take off fast – hit the gas – peel out
گاز دادن شدید / با سرعت زیاد حرکت کردن / لاستیک دود کردن
در زبان محاوره ای:
یه هو گازشو گرفت، با سرعت زد بیرون، لاستیکا رو دود کرد
🔸 تعریف ها:
1. ( رانندگی – تحت اللفظی ) :
... [مشاهده متن کامل]
حرکت سریع خودرو به طوری که لاستیک ها روی آسفالت اصطکاک شدید پیدا می کنن و دود یا رد سیاه به جا می ذارن
مثال:
با سرعت از پارکینگ زد بیرون و لاستیکا رو دود کرد.
2. ( استعاری – عامیانه ) :
ترک سریع یک مکان یا شروع کاری با انرژی و سرعت زیاد
مثال:
بزن بریم با سرعت این پروژه رو تموم کنیم!
3. ( فرهنگی – نماد هیجان ) :
در فرهنگ خودرو و مسابقه، نماد قدرت، هیجان، و نمایش مهارت رانندگی
مثال:
آخر هفته ها عاشق اینن که با ماشین های اسپرتشون گاز بدن و دود کنن.
🔸 مترادف ها: