burn someone up

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( احساسی ) کسی را از کوره در بردن، به جوش آوردن
• عصبانی و خشمگین کردن ( به شدت )
• ( فیزیکی – قدیمی تر ) با حرارت زیاد سوزاندن
• ( عامیانه – نادر ) باعث حسادت یا ناراحتی شدید شدن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( احساسی – روزمره ) It burns me up that he lied to my face.
اینکه تو روم دروغ گفت، خونم را به جوش می آورد.
( محیط کار ) The way the boss treats us really burns me up.
طرز برخورد رئیس با ما واقعاً از کوره درم می بره.
( اسلنگ قدیمی – حسادت ) Seeing his new car burns me up with envy.
دیدن ماشین جدیدش از حسادت آبم می کنه ( کبابم می کند ) .

Phrasal verb - informal - American English :
کسی را عصبانی کردن
شخصی را خشمگین ساختن
به عنوان نمونه :
I was really burned up by her comment
منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/burn-up• https://www.ldoceonline.com/dictionary/burn-up
عصبانی کردن کسی " معنی میده . اتیش زدنو از کجا اوردید ؟
کسی را آتیشی کردن