burn on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ادامه یافتن / زنده ماندن
• روشن ماندن / شعله ور ماندن
• باقی ماندن ( در معنایِ استعاری )
🔸 مثال ها:
• "The fire of resistance burned on despite the regime's brutal crackdown. "
...
[مشاهده متن کامل]

آتشِ مقاومت با وجودِ سرکوبِ وحشیانه ی رژیم، همچنان می سوخت ( ادامه یافت ) .
• "Hope burned on in the hearts of the protesters, even after months of silence. "
امید در دلِ معترضان، حتی پس از ماه ها سکوت، همچنان زنده بود.
• "The revolutionary spirit burned on in the younger generation. "
روحیه ی انقلابی در نسلِ جوان همچنان شعله ور بود.

burn on ( مهندسی مواد و متالورژی )
واژه مصوب: ماسه سوز
تعریف: چسبیدگی قسمت هایی از ماسه به قطعۀ ریختگی که عموماً به دلیل واکنش شیمیایی بین قالب و مذاب و در گرم ترین قسمت های قالب ایجاد می شود