bunkum

/ˈbʌŋkəm//ˈbʌŋkəm/

معنی: چاخان، حرف چرند
معانی دیگر: رجوع شود به: buncombe، توخالی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: insincere talk or speech-making.
مشابه: bunk

- I don't care to hear another politician's bunkum about not raising taxes.
[ترجمه گوگل] من اهمیتی برای شنیدن سخنان یک سیاستمدار دیگر در مورد عدم افزایش مالیات ندارم
[ترجمه ترگمان] من اهمیتی نمی دهم که یک سیاست مدار دیگر درباره افزایش مالیات صحبت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Don't believe what he's saying it's pure bunkum.
[ترجمه گوگل]حرف های او را باور نکنید
[ترجمه ترگمان]باور نکن که اون داره چی میگه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That is so much bunkum, as every Labour Member knows.
[ترجمه گوگل]همانطور که همه اعضای حزب کارگر می دانند، این مقدار بسیار زیاد است
[ترجمه ترگمان]همان طور که هر عضو حزب کارگر می داند، این کار بسیار دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. From bunkum to realistic is a major change in the academic thinking of the Qing Dynasty, but also an important prerequisite of the Classical Literature Theory of Tong Cheng School to produce.
[ترجمه گوگل]از bunkum به واقع گرایانه یک تغییر عمده در تفکر آکادمیک سلسله چینگ است، اما همچنین پیش نیاز مهم نظریه ادبیات کلاسیک مدرسه تانگ چنگ برای تولید است
[ترجمه ترگمان]از bunkum به واقع گرایانه، یک تغییر عمده در تفکر دانشگاهی سلسله کینگ است، اما پیش نیاز مهم تیوری ادبیات کلاسیک تانگ چنگ برای تولید می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's a load of bunkum.
[ترجمه گوگل]این یک بار از bunkum است
[ترجمه ترگمان]این بار سنگینی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Have you ever met a Liverpool follower who would dare to say that YNWA is a dreadful chant or that talking about "history" is a load of bunkum?
[ترجمه گوگل]آیا تا به حال با یکی از پیروان لیورپول برخورد کرده اید که جرأت کند بگوید YNWA یک شعار وحشتناک است یا اینکه صحبت در مورد "تاریخ" انبوهی است؟
[ترجمه ترگمان]آیا تا به حال یکی از طرفداران لیورپول را ملاقات کرده اید که جرات می کند بگوید that یک شعار وحشتناک است و یا اینکه در مورد \"تاریخ\" صحبت می کند بار of است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As we all know by now, these theories of doom are bunkum.
[ترجمه گوگل]همانطور که تا به حال همه ما می دانیم، این تئوری های عذاب بی ارزش هستند
[ترجمه ترگمان]، همونطور که الان میدونیم این نظریه های سرنوشت \"bunkum\" - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Juliet Hulme: Daddy says the Bibles a alluviation of bunkum!
[ترجمه گوگل]جولیت هولم: بابا می‌گوید انجیل‌ها مخروبه‌ای از بانکم هستند!
[ترجمه ترگمان]ژولیت می گوید: بابا می گوید انجیل Bibles انجیل است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. All this talk of the happiest days of your life is bunkum to me. I have no happy memories of my childhood.
[ترجمه گوگل]این همه صحبت از شادترین روزهای زندگیت برای من بی ارزش است هیچ خاطره خوشی از کودکی ام ندارم
[ترجمه ترگمان]این حرف شادترین روزه ای زندگی تو برای من است من خاطرات خوشی از دوران کودکی ام ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Juliet Hulme: Daddy says the Bibles a load of bunkum!
[ترجمه گوگل]ژولیت هولم: بابا می‌گوید انجیل‌ها یک بار باکم هستند!
[ترجمه ترگمان]ژولیت! بابا می گوید: بابا می گوید انجیل پر از انجیل است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This week a record is being made in the output of blah-blah, bunkum, and hypocrisy.
[ترجمه گوگل]این هفته رکوردی در خروجی بلاه بلا، بانکم و ریا ثبت شده است
[ترجمه ترگمان]این هفته یک رکورد در خروجی فلان و فلان و bunkum و ریا به دست آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. China last year gave the lie to several myths of the prelapsarian era. De-coupling is bunkum and even turbo-charged engines can lose steam.
[ترجمه گوگل]چین در سال گذشته چندین افسانه از دوران پیش از مرگ را دروغ گفت جدا کردن کوپلینگ به صورت کامل است و حتی موتورهای توربو شارژ نیز می توانند بخار را از دست بدهند
[ترجمه ترگمان]سال گذشته چین به چندین افسانه مربوط به دوران prelapsarian دست یافت کوپلینگ bunkum و حتی موتور توربو جت می تواند بخار را از دست بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. All this talk of the happiest days of your life is bunkum to me .
[ترجمه گوگل]این همه صحبت از شادترین روزهای زندگیت برای من باکم است
[ترجمه ترگمان]این حرف شادترین روزه ای زندگی تو برای من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. After a number of years trying to communicate with her through spiritualists, he gave up - deciding the whole thing was bunkum.
[ترجمه گوگل]پس از چند سال تلاش برای برقراری ارتباط با او از طریق روحانیون، او منصرف شد - تصمیم گرفت که همه چیز bunkum بود
[ترجمه ترگمان]پس از چند سال تلاش برای برقراری ارتباط با او از طریق احضار کنندگان، او تسلیم شد و تصمیم گرفت که همه چیز نابود شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چاخان (اسم)
bootlicker, bluff, buncombe, bunkum, gasconade, quack, whiffler, sycophant, toadeater, whifflet

حرف چرند (اسم)
buncombe, bunkum

انگلیسی به انگلیسی

• nonsense

پیشنهاد کاربران

"Bunkum" refers to something that is insincere, nonsensical, or meaningless, often used to describe speech or ideas that are exaggerated, false, or empty. It originated from a U. S. congressman’s speech in the early 1800s, which he justified as necessary for his audience back home in Buncombe County, North Carolina. Example: "The politician's promises were nothing but bunkum. "
...
[مشاهده متن کامل]

"حرف بیهوده" یا "مزخرف"
این کلمه به چیزی اشاره دارد که بی معنی، پوچ یا غیرصادقانه است و معمولاً برای توصیف سخنان یا ایده های بی پایه و اغراق آمیز استفاده می شود. مثال: "وعده های سیاست مدار چیزی جز حرف های بی پایه نبودند. "
مترادف؛ Nonsense, drivel, gibberish, balderdash.
مثال؛
"His explanation about why he was late was pure bunkum. "
"The company's claims about their product were dismissed as bunkum by experts. "
"She refused to believe the bunkum spread by gossipers. "

Felix Walker ( 1753–1828 ) was a U. S. congressman from North Carolina, famous for coining the term **"bunkum"** ( later shortened to "bunk" ) , meaning **nonsense or empty talk**.
He gave a long, irrelevant speech in Congress in 1820, insisting that he was speaking **"for Buncombe"** ( his district ) . People later used **"bunkum"** to describe meaningless or insincere speech.
...
[مشاهده متن کامل]

If you're asking about **a translation issue in Farsi ( Persian ) ** related to Felix Walker, there doesn't seem to be a well - known historical or linguistic controversy about this. However, translating "bunkum" into Farsi might be tricky because it's a slang term. A close Farsi equivalent could be:
- **چرت و پرت** ( *chert o pert* ) – meaning nonsense or gibberish
- **یاوه گویی** ( *y�ve - gooyi* ) – meaning senseless talk
chatgpt
Felix Walker, a U. S. Congressman from North Carolina in the early 19th century, is famously associated with the term "buncombe" ( also spelled "bunkum" ) . During a congressional debate, Walker delivered a long, irrelevant speech, claiming he was speaking for the benefit of his constituents in Buncombe County, North Carolina. This led to the term "buncombe" ( later shortened to "bunk" ) becoming synonymous with meaningless or insincere talk.
As for the issue of translating "buncombe" or "bunk" into Farsi ( Persian ) , the challenge lies in capturing the cultural and historical context of the term. In Farsi, one might use phrases like **"حرف مفت"** ( harf - e moft, meaning "empty talk" ) or **"سخن بی معنی"** ( sokhan - e bi - ma'ni, meaning "meaningless speech" ) to convey the idea of "bunk. " However, these translations might not fully encapsulate the historical nuance of Walker's story or the specific connotation of "buncombe. "
deepseek

حرف مفت
insincere talk
Dated
چرت و پرت، چاخان
Nonsense
Rubbish
BS
Faje, crazy or unfair
he rolled his eyes at some irrelevant bunkum
That's utter bunkum

بپرس