buildout

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
توسعه
گسترش
احداث و تجهیز
تکمیل زیرساخت
راه اندازی تدریجی
ساخت و توسعه ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
The company is investing billions in the buildout of new data centers.
...
[مشاهده متن کامل]

این شرکت میلیاردها دلار برای توسعه و احداث مراکز داده جدید سرمایه گذاری می کند.
The rapid buildout of renewable energy has reduced reliance on fossil fuels.
توسعه سریع انرژی های تجدیدپذیر، وابستگی به سوخت های فسیلی را کاهش داده است.
The government announced a nationwide buildout of high - speed rail.
دولت از برنامه توسعه سراسری راه آهن پرسرعت خبر داد.
The office buildout took nearly six months to complete.
ساخت و تجهیز فضای اداری نزدیک به شش ماه طول کشید.

ساخت و ساز
ساخت یک محصول به تعداد زیاد
تولید زیاد یک محصول
گسترش
توسعه یک محصول یا شرکت