budding talent

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• استعداد نوپا / استعداد در حال شکوفایی
• نیروی مستعد و تازه کار
• استعداد جوان و آینده دار
• نابغه ی نوظهور / مستعد در حال رشد
🔸 مثال ها:
• The club signed a budding talent from the youth academy.
...
[مشاهده متن کامل]

آن باشگاه یک استعداد نوپا از آکادمی جوانان جذب کرد.
• She was recognized as a budding talent in the art world.
او به عنوان استعدادی نوپا در دنیای هنر شناخته شد.
• The festival showcases budding talent from across the country.
آن جشنواره، استعدادهای نوپا را از سراسر کشور به نمایش می گذارد.