brute forcible

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مبتنی بر زورِ فیزیکیِ خام
• همراه با اعمال فشارِ بی رویه و بی رحمانه
• با استفاده از قدرتِ خشن و غلبه گر
🔸 مثال ها:
• "The government's response to the protests was not diplomatic but brute forcible. "
...
[مشاهده متن کامل]

واکنش دولت به اعتراضات، دیپلماتیک نبود، بلکه مبتنی بر زورِ فیزیکیِ خام بود.
• "Brute forcible methods may work in the short term, but they breed resentment. "
روش های مبتنی بر زورِ محض ممکن است در کوتاه مدت کار کنند، اما خشم و کینه ایجاد می کنند.
• "Instead of negotiation, they resorted to brute forcible tactics to seize the building. "
به جای مذاکره، برای تصرف ساختمان به تاکتیک های زورِ فیزیکیِ بی رویه متوسل شدند.