bruising battle

پیشنهاد کاربران

بروزینگ
🔸 معادل فارسی:
• نبرد سخت و فرسایشی
• رقابت طاقت فرسا
• رویارویی خشن و آسیب زا ( چه از نظر جسمی و چه روانی )
🔸 مثال ها:
• "The two candidates are engaged in a bruising battle for the presidency. "
...
[مشاهده متن کامل]

این دو نامزد درگیر یک نبرد فرسایشی برای ریاست جمهوری هستند.
• "The company survived a bruising legal battle with its rival. "
این شرکت از یک نبرد حقوقی طاقت فرسا با رقیب خود جان سالم به در برد.
• "After a bruising battle, the team finally won the championship. "
پس از یک نبرد سخت و طاقت فرسا، تیم سرانجام قهرمانی را به دست آورد.

نبرد خشن