brooding tough

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( شخصیت ) عبوس و خشن / سخت گیر و اندیشناک
• ( در کاربرد توصیفی ) فردی که ظاهری متفکر، خشن، و گاهی تهدیدآمیز دارد
• ( در ادبیات و فیلم ) شخصیتی که همزمان دارای عمق فکری و خشونت ظاهری است
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
He played the role of a brooding tough guy in the movie.
او در فیلم نقش یک مرد عبوس و خشن را بازی کرد.
The detective was a brooding tough character, always deep in thought.
کارآگاه یک شخصیت عبوس و خشن بود که همیشه در فکر فرو رفته بود.
He has a brooding tough look that makes him seem unapproachable.
او ظاهری عبوس و خشن دارد که او را غیرقابل دسترس نشان می دهد.