🔸 معادل فارسی:
• ( نقاشی ) ضربات قلم موی درشت
• ( مجازی ) کلی گویی، درشت نمایی، توضیح بدون جزئیات
• خطوط کلی، چارچوب اصلی ( بدون ورود به جزییات )
• سرسری و سر راست ( شرح دادن )
🔸 مثال ها ( برای معنای مجازی – کلی گویی ) :
... [مشاهده متن کامل]
"The report covers the project in very broad strokes, but it lacks the specific data we need. "
گزارش پروژه را به صورت بسیار کلی ( درشت ) پوشش داده است، اما فاقد اطلاعات مشخصی است که ما نیاز داریم.
"He described the history of the conflict in broad strokes, skipping over the decades of smaller incidents. "
او تاریخچه مناقشه را به صورت کلی ( بدون جزییات ) توصیف کرد و دهه ها حوادث کوچک تر را نادیده گرفت.
"The president outlined his economic plan in broad strokes during the speech, leaving the technical details to his advisors. "
رئیس جمهور در سخنرانی خود، برنامه اقتصادی را به صورت کلی تشریح کرد و جزئیات فنی را به مشاورانش واگذار نمود.
• ( نقاشی ) ضربات قلم موی درشت
• ( مجازی ) کلی گویی، درشت نمایی، توضیح بدون جزئیات
• خطوط کلی، چارچوب اصلی ( بدون ورود به جزییات )
• سرسری و سر راست ( شرح دادن )
🔸 مثال ها ( برای معنای مجازی – کلی گویی ) :
... [مشاهده متن کامل]
گزارش پروژه را به صورت بسیار کلی ( درشت ) پوشش داده است، اما فاقد اطلاعات مشخصی است که ما نیاز داریم.
او تاریخچه مناقشه را به صورت کلی ( بدون جزییات ) توصیف کرد و دهه ها حوادث کوچک تر را نادیده گرفت.
رئیس جمهور در سخنرانی خود، برنامه اقتصادی را به صورت کلی تشریح کرد و جزئیات فنی را به مشاورانش واگذار نمود.
به طور کلی، در مجموع
خط هایی که با بغل نوک مداد ترسیم می شود
طرح کلی ( به خصوص در فیلمنامه و آثار هنری )
کلیت/اصل موضوع ( بدون پرداختن به جزئیات )
نکته/نکات اصلی
ویژگی کلان
یه چیز کلی و مبهم
نکته/نکات اصلی
ویژگی کلان
یه چیز کلی و مبهم