bring to book
تحت تاثیر قرار دادن، استفاده کردن از، محاکمه و تنبیه کردن، دادرسی کردن و جزا دادن، پای حساب کشیدن، حسابرسی کردن، سرزنش کردن
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
"بازخواست کردن" /به معنای مواجه کردن کسی با اشتباهات یا اعمال ناشایست او و اجرای مسئولیت پذیری، اغلب از طریق اقدامات قانونی یا انضباطی است.
به صورت نمادین، این عبارت نمایانگر فرآیند عدالت یا اصلاح است و نشان دهنده نیاز به رسیدگی به اعمال نادرست برای بازگرداندن انصاف یا نظم می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: hold accountable, discipline, punish, call to account
مثال؛
The authorities promised to bring the corrupt officials to book for their crimes.
The company was brought to book after failing to comply with environmental regulations.
به صورت نمادین، این عبارت نمایانگر فرآیند عدالت یا اصلاح است و نشان دهنده نیاز به رسیدگی به اعمال نادرست برای بازگرداندن انصاف یا نظم می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: hold accountable, discipline, punish, call to account
مثال؛
تحت تاثیر قرار دادن
محاکمه و تنبیه کردن
محاکمه و تنبیه کردن
آورد کتابت