bridesmaid

/ˈbraɪdzˌmed//ˈbraɪdzmeɪd/

معنی: ساقدوش عروس، ندیمه عروس
معانی دیگر: ندیمه ی عروس، یکی از چند زنی که در مراسم ازدواج (به ویژه در کلیسا) عروس را همراهی می کنند، ساقدوش
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a woman who attends the bride in a wedding ceremony.

جمله های نمونه

1. Jo asked her sister to be bridesmaid.
[ترجمه هادی کرامتی] جو از خواهرش برای ساقدوش عروس بودن، درخواست کرد.
|
[ترجمه محمد م] جو از خواهرش خواست که ساقدوش عروس باشد.
|
[ترجمه ترگمان]جو از خواهرش خواست که ساقدوش عروس بشه
[ترجمه گوگل]جی خواهر خواهرش را به عنوان برادرزاده خواسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We need one groomsman for each bridesmaid.
[ترجمه محمد م] ما برای هر ساقدوش عروس، به یک ساقدوش داماد نیاز داریم
|
[ترجمه ترگمان]ما به یه ساقدوش برای هر ساقدوش نیاز داریم
[ترجمه گوگل]ما برای یک عروسک خیمه شب عروسی نیاز به یک داماد داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In 198I was a bridesmaid, and my brother was a page boy for my auntie's wedding.
[ترجمه ترگمان]به نظر من، من ندیمه عروس بودم و برادرم هم برای عروسی عمه من یک پسر صفحه ای بود
[ترجمه گوگل]در سال 1981، یک عروس خیمه شب بازی بود، و برادر من یک عروسک صفحه برای عروسی عروس من بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. People who feel sorry for my old bridesmaid and travelling companion are barking up the wrong tree.
[ترجمه ترگمان]آدم هایی که به خاطر bridesmaid پیر و همراه سفر خود احساس تاسف می کنند، در حال عوعو کردن از درخت اشتباه هستند
[ترجمه گوگل]افرادی که برای عروس و داماد قدیمی خود و همدم مسافرتی خود احساس می کنند، درخت اشتباه را پر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Handsmocked baby dresses, ballet costumes, prom dresses, bridesmaid dresses, wedding gowns, maternity party dresses.
[ترجمه ترگمان]لباس ها، لباس های رقص، لباس رقص، لباس رقص، لباس های عروس، لباس های عروس، لباس عروس، لباس عروس
[ترجمه گوگل]لباس های دست بند دار، لباس های باله، لباس های مجلسی، لباس های لباس عروس، لباس های عروسی، لباس های حزب مادرانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As for my powder blue, double-knit polyester bridesmaid dress and floppy hat, I left them behind this time.
[ترجمه ترگمان]اما به خاطر پودر آبی، لباس عروس و کلاه floppy، آن ها را پشت سر گذاشتم
[ترجمه گوگل]برای پودر آبی، لباس دوشیزه براق لباس پشمی و کلاه فلاپی من، آنها را در پشت این زمان گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The chief bridesmaid, if she is not making a speech, can then lead the call for a speech.
[ترجمه ترگمان]The اصلی، اگر سخنرانی نمی کند، می تواند سخنرانی را برای یک سخنرانی هدایت کند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور برهنه، اگر سخنرانی نداشته باشد، می تواند به فراخوانی یک سخنرانی هدایت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In this case another usher or bridesmaid could take over the duty of checking the microphone.
[ترجمه ترگمان]در این مورد یک حاجب یا ندیمه می تواند وظیفه کنترل میکروفون را بر عهده بگیرد
[ترجمه گوگل]در این مورد یکی دیگر از ورزشکاران و یا برادران می تواند وظیفه چک کردن میکروفون را بر عهده بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Joey, listen, this is gonna be bridesmaid central, all right ?
[ترجمه ترگمان]جویی، گوش کن، این قراره ساقدوش بشه، باشه؟
[ترجمه گوگل]جوئی، گوش کن، اینجا میشه خیلی جالب باشه، درست است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. What role is the bridesmaid playing at the wedding party? Part of the wedding march or just the bridegroom's dancing partner?
[ترجمه ترگمان]ساقدوش عروس چه نقشی در جشن عروسی بازی می کند؟ بخشی از رژه عروسی یا شریک رقص داماد؟
[ترجمه گوگل]نقش برادرزاده در عروسی چیست؟ بخشی از مراسم عروسی یا فقط شریک رقص عروسک؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Japanese table tennis player Ai Fukuhara is Wang's bridesmaid while Chinese player Ma Lin serves as a groomsman .
[ترجمه ترگمان]بازیکن تنیس روی میز ژاپنی، آی Fukuhara، ساقدوش است در حالی که مادر چینی مادر لین به عنوان a عمل می کند
[ترجمه گوگل]Ai Fukuhara، بازیکن تنیس روی میز ژاپنی، برادرزنده وانگ است، در حالیکه بازیگر چینی Ma Lin خدمتکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Don't know, the bridesmaid wants to do exactly what, so, in the mind how much order so of fear to come amiss of mental state.
[ترجمه ترگمان]می دانید، ساقدوش عروس می خواهد دقیقا چه کار کند، بنابراین، در ذهن، چه قدر از ترس این که مبادا از وضع روحی بیرون بیاید
[ترجمه گوگل]نمی دانید، عروسک عروس می خواهد دقیقا چه چیزی را انجام دهد، بنابراین، در ذهن چه مقدار از نظم تا ترس به کم شدن وضعیت ذهنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Groomsman Bridesmaid at the wedding are you know what you're wearing will appear beautiful and yet elegant, below have a look that my summary, safekeeping useful to you.
[ترجمه ترگمان]Groomsman Bridesmaid در مراسم عروسی این است که می دانید چه چیزی به تن خواهید داشت زیبا و در عین حال ظریف، در زیر نگاهی به خلاصه من بیندازید، نگهداری ایمن برای شما مفید است
[ترجمه گوگل]Bromsmaid Groomsman در عروسی می دانید که چه چیزی پوشیدید زیبا و ظریف ظاهر می شود، در زیر نگاهی به خلاصه من، نگهداری مفید برای شما می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Dress for bridesmaid and jackets for best man.
[ترجمه ترگمان]لباس for و jackets برای بهترین مرد بپوشید
[ترجمه گوگل]لباس عروس و داماد برای بهترین مرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ساقدوش عروس (اسم)
bridesmaid, matron of honor, matron of honour

ندیمه عروس (اسم)
bridesmaid

به انگلیسی

• female attendant to the bride; (british) flower girl
a bridesmaid is a woman or a girl who helps and accompanies a bride on her wedding day.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیساقدوش عروس، ندیمه عروسمعانی متفرقهندیمه ی عروس، یکی از چند زنی که در مراسم ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a woman who attends the bride in a wedding ceremony.جمله های نمونه1. Jo asked her sister to be bridesmaid. [ترجمه هادی کرامتی ] جو از خواهرش برای ساقدوش عروس ...مترادفساقدوش عروس ( اسم ) bridesmaid, matron of honor, matron of honour ندیمه عروس ( اسم ) bridesmaid ...انگلیسی به انگلیسیfemale attendant to the bride; ( british ) flower girl a bridesmaid is a woman or a girl who helps and ...
معنی bridesmaid، مفهوم bridesmaid، تعریف bridesmaid، معرفی bridesmaid، bridesmaid چیست، bridesmaid یعنی چی، bridesmaid یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: bridesman
اشتباه تایپی: ذقهیثسئشهی
آوا: /بریدسمید/
عکس bridesmaid : در گوگل
معنی bridesmaid

پیشنهاد کاربران

ساقدوش عروس
ندیمه عروس " شخصی که کمک یاره عروس هستش تو عروسی مثلا ساقدوش میگیره و . . .
" bridesmaid یک شخص هست نه یک چیز "
Bridesmaid
ساقدوش عروس، ینگە، ندیمەی عروس، ندیمە عروس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما