brick

/ˈbrɪk//brɪk/

معنی: خشت، آجر، اجر گوشه گرد، آجر گرفتن
معانی دیگر: خشت پخته، آجری، به رنگ آجر، مثل آجر، با آجر ساختن یا فرش کردن، آجرکاری، (قدیمی - عامیانه) آدم خوب، اجرگرفتن
دارالترجمه ر.س.م.ی کاج

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a uniform, rectangular block of clay, dried and hardened by sun or in a kiln, used as a building material.

(2) تعریف: such blocks collectively.

- a building of brick
[ترجمه گوگل] یک ساختمان آجری
[ترجمه ترگمان] بنایی از آجر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: any object resembling a brick.

(4) تعریف: (informal) a generous or reliable person.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bricks, bricking, bricked
• : تعریف: to construct or pave with brick.
صفت ( adjective )
• : تعریف: made of or appearing like brick.

جمله های نمونه

1. brick breaker
آجر کوب

2. brick red
قرمز آجری

3. brick in
با دیوار آجری محصور کردن،با آجر پر کردن

4. brick off
با دیواری آجری مجزا کردن

5. brick up
با دیوار آجری محصور کردن،با آجر پر کردن

6. a brick kiln
کوره ی آجرپزی،کوره پزخانه

7. a brick made of baked clay
آجری که از خاک رس پخته ساخته شده است

8. a brick wall
دیوار آجری

9. corner brick
آجر نبشی

10. enameled brick
آجر کاشی

11. mud brick
خشت

12. the brick house was square in outline
نمای بیرونی خانه ی آجری مستطیل بود.

13. this brick is made of marble chips and cement
این آجر از خرده سنگ مرمر و سیمان درست شده است.

14. to brick a sidewalk
پیاده رو را آجر فرش کردن

15. a loose brick in a wall
آجر لق در دیوار

16. drop a brick (or clanger)
حرف نسنجیده و بی جا زدن

17. hit the brick
(امریکا - خودمانی) اعتصاب کردن

18. a number of brick buildings
تعدادی ساختمان های آجری

19. he broke the brick with the small of his hand
با لبه ی دستش آجر را شکست.

20. he filled the brick joints with white cement
او درز میان آجرها را با سیمان سپید پر کرد.

21. to case a brick wall with stone
دیوار آجری را با سنگ روکش کردن

22. to fire a brick kiln
کوره ی آجر پزی را آتش کردن

23. a wall made of brick and mortar
دیواری که از آجر و ساروج ساخته شده

24. to point up a brick wall
دیوار آجری را بند کشی کردن

25. a building of bold red brick
ساختمانی از آجر سرخ چشمگیر

26. dead things like stone and brick
چیزهای بی جان مانند سنگ و آجر

27. the house was in red brick banded with white stone
خانه از آجر قرمز بود با نواره هایی از سنگ سفید

28. bang one's head against a brick wall
نیروی خود را به هدر دادن و به جایی نرسیدن

29. if the builder places the first brick off plumb. . .
خشت اول چون نهد معمار کج . . .

30. it was like talking to a brick wall
حرف حساب سرش نمی شد.

31. a bed of cement in which stone or brick is laid
بستری (لایه ای) از سیمان که سنگ یا آجر را در آن کار می گذارند

مترادف ها

خشت (اسم)
adobe, brick, diamond, bat, ingot, spear

آجر (اسم)
brick

اجر گوشه گرد (اسم)
brick

آجر گرفتن (فعل)
brick

تخصصی

[عمران و معماری] آجر
[زمین شناسی] آجر خشت

به انگلیسی

• building block; block; generous person, good person
close or pave with bricks, build with bricks; prepare bricks
made from bricks; resembling a brick
bricks are rectangular blocks of baked clay that are used for building walls.
if you brick up a door or window, you close it with a wall of bricks.

پیشنهاد کاربران

آدم خوش قلب و مورد اعتماد، انسان خوب
دسته ی پول به شکل آجر ،

قطعه. قسمت
خشت
بلوک
آجر

۱ - [پنیر، کره] قالب، ۲ - [طلا] شمش، ۳ - [گوشی موبایل] پاره آجر, گوشت کوب= قدیمی ( که سنگین و بزرگ است ) ، خراب
آجر یا آجر خشت
آجر
خشت، اجر

Break wall دیوار آجری
Brick : بِرِک
Break : بِرِیک
Brick
اجر
خشت
بلوک
قسمت
تکه
موانع یا مشکلات
Hardwork wife finally ready to hit the bricks
زن سخت کوش بلاخره آماده شد که اجرهارو کنار بزنه یا موانع رو برداره
از کار افتادن
If you say that someone is a brick, you mean that they have helped you or supported you when you were in a difficult situation
ترجمه یه علی اشتباهه ادم مورد اعتماد نیست
ادمیه که تومواقع سخت پشتمون رو میگیره
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما