🔸 معادل فارسی:
• قهوه یا چای درست کردن / دم کردن
• ( در کاربرد روزمره ) مقدار مشخصی از یک نوشیدنی گرم ( معمولاً قهوه یا چای ) تهیه کردن
• ( در کاربرد مجازی ) آماده سازی یا برنامه ریزی برای چیزی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
I'll brew a pot of coffee for the guests.
برای مهمان ها یک قوری قهوه درست می کنم.
She brewed a pot of tea to calm her nerves.
او برای آرام کردن اعصابش یک قوری چای دم کرد.
مجازی؛
The opposition party is brewing a pot of trouble for the government.
حزب مخالف در حال برنامه ریزی برای ایجاد دردسر برای دولت است.
He's been brewing a pot of ideas for his next novel.
او مدتی است که ایده های رمان بعدی خود را در ذهن می پروراند.
• قهوه یا چای درست کردن / دم کردن
• ( در کاربرد روزمره ) مقدار مشخصی از یک نوشیدنی گرم ( معمولاً قهوه یا چای ) تهیه کردن
• ( در کاربرد مجازی ) آماده سازی یا برنامه ریزی برای چیزی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
برای مهمان ها یک قوری قهوه درست می کنم.
او برای آرام کردن اعصابش یک قوری چای دم کرد.
مجازی؛
حزب مخالف در حال برنامه ریزی برای ایجاد دردسر برای دولت است.
او مدتی است که ایده های رمان بعدی خود را در ذهن می پروراند.