معنی �breathe down someone's neck�
�breathe down someone's neck� یک اصطلاح ( idiom ) انگلیسی است که معانی زیر را دارد:
۱. تحت نظر داشتن / زیر نظر گرفتن: زمانی که کسی مدام شما را زیر نظر دارد و کارهایتان را کنترل می کند، به خصوص در محیط کار.
... [مشاهده متن کامل]
� مثال: �مدیر مدام پشت سرم نفس می کشد تا ببیند کارم را تمام کرده ام یا نه. �
۲. تحت فشار گذاشتن: وقتی کسی شما را عجله می کند یا برای انجام کاری به شما فشار می آورد.
� مثال: �اگر مدام پشت سرم نفس بکشی، نمی توانم روی کارم تمرکز کنم. �
۳. تعقیب کردن / نزدیک شدن به رقیب: در ورزش یا رقابت، زمانی که رقیب بسیار به شما نزدیک است و در حال سبقت گرفتن است.
� مثال: �دونده دوم پشت سر نفر اول نفس می کشد. �
- - -
ریشه �breathe down someone's neck�
این اصطلاح ریشه در تصویرسازی فیزیکی دارد:
تصور کنید کسی آنقدر به شما نزدیک ایستاده است که می توانید نفس هایش را روی گردن خود احساس کنید. این فاصله بسیار کم، هم حس تحت نظر بودن و هم حس فشار و عجله را منتقل می کند.
سیر تکامل معنا:
� در قرن نوزدهم، این عبارت بیشتر برای توصیف تعقیب کنندگان در صحنه های جنایی یا دویدن استفاده می شد.
� کم کم به معنای تحت فشار گذاشتن در محیط های کاری و روزمره گسترش یافت.
� امروزه در مکالمات روزمره، محیط کار و ورزش به طور گسترده استفاده می شود.
پرکاربردترین جملات با اصطلاح �breathe down someone's neck� ( پشت سر کسی نفس کشیدن / زیر نظر داشتن / تحت فشار گذاشتن ) :
�مدیرم همیشه پشت گردنم نفس می کشد تا ببیند دارم چه کار می کنم. � / �My boss is always breathing down my neck to see what I'm doing. �
�اگر به این کار ادامه بدهی، مجبورم استعفا بدهم. نمی توانم تحمل کنم کسی مدام پشت گردنم نفس بکشد. � / �If you keep doing this, I'll have to quit. I can't stand someone breathing down my neck all the time. �
�لطفاً یک کم به من فاصله بده. وقتی کسی پشت گردنم نفس می کشد، نمی توانم تمرکز کنم. � / �Please give me some space. I can't concentrate when someone is breathing down my neck. �
�در دو کیلومتری پایان مسابقه، دونده دوم پشت گردن نفر اول نفس می کشید. � / �With two kilometers to go, the second runner was breathing down the leader's neck. �
�برای تحویل پروژه دوشنبه تحت فشار شدیدی هستم و مدیر عامل مدام پشت گردنم نفس می کشد. � / �I'm under a lot of pressure to deliver the project by Monday, and the CEO is breathing down my neck. �
�او پشت گردن من نفس می کشد تا قرارداد را هر چه زودتر امضا کنم. � / �He's breathing down my neck to sign the contract as soon as possible. �
�وقتی معلم پشت گردنت نفس می کشد، حس امتحان دادن دائمی داری. � / �When the teacher is breathing down your neck, you feel like you're constantly being tested. �
�پلیس آنقدر به مظنون نزدیک شده بود که انگار پشت گردنش نفس می کشید. � / �The police were so close to the suspect they were practically breathing down his neck. �
�اگر رئیس از فردا پشت گردنم نفس بکشد، کار را رها می کنم. � / �If the boss starts breathing down my neck from tomorrow, I'll quit the job. �
�در این شغل جدید، مدیرم مدام پشت گردنم نفس می کشد و هیچ استقلال عملی ندارم. � / �In this new job, my manager is constantly breathing down my neck and I have no autonomy. �
�وقتی مهلت تحویل نزدیک می شود، همه مدیران پشت گردن کارمندان نفس می کشند. � / �When the deadline approaches, all the managers start breathing down the employees' necks. �
�نمی توانم با کسی که مدام پشت گردنم نفس می کشد کار کنم. � / �I can't work with someone who's always breathing down my neck. �
�فشار فروش این ماه آنقدر زیاد است که مدیر فروش پشت گردن همه تیم نفس می کشد. � / �The sales pressure this month is so high that the sales manager is breathing down everyone's neck. �
�او پشت گردنم نفس می کشید تا هر چه زودتر جواب قطعی بدهم. � / �He was breathing down my neck to give him a definite answer as soon as possible. �
�در این شرکت فضای رقابتی وحشتناکی حاکم است و همکاران پشت گردن هم نفس می کشند. � / �There's a terrible competitive atmosphere in this company, and colleagues are breathing down each other's necks. �
�breathe down someone's neck� یک اصطلاح ( idiom ) انگلیسی است که معانی زیر را دارد:
۱. تحت نظر داشتن / زیر نظر گرفتن: زمانی که کسی مدام شما را زیر نظر دارد و کارهایتان را کنترل می کند، به خصوص در محیط کار.
... [مشاهده متن کامل]
� مثال: �مدیر مدام پشت سرم نفس می کشد تا ببیند کارم را تمام کرده ام یا نه. �
۲. تحت فشار گذاشتن: وقتی کسی شما را عجله می کند یا برای انجام کاری به شما فشار می آورد.
� مثال: �اگر مدام پشت سرم نفس بکشی، نمی توانم روی کارم تمرکز کنم. �
۳. تعقیب کردن / نزدیک شدن به رقیب: در ورزش یا رقابت، زمانی که رقیب بسیار به شما نزدیک است و در حال سبقت گرفتن است.
� مثال: �دونده دوم پشت سر نفر اول نفس می کشد. �
- - -
ریشه �breathe down someone's neck�
این اصطلاح ریشه در تصویرسازی فیزیکی دارد:
تصور کنید کسی آنقدر به شما نزدیک ایستاده است که می توانید نفس هایش را روی گردن خود احساس کنید. این فاصله بسیار کم، هم حس تحت نظر بودن و هم حس فشار و عجله را منتقل می کند.
سیر تکامل معنا:
� در قرن نوزدهم، این عبارت بیشتر برای توصیف تعقیب کنندگان در صحنه های جنایی یا دویدن استفاده می شد.
� کم کم به معنای تحت فشار گذاشتن در محیط های کاری و روزمره گسترش یافت.
� امروزه در مکالمات روزمره، محیط کار و ورزش به طور گسترده استفاده می شود.
پرکاربردترین جملات با اصطلاح �breathe down someone's neck� ( پشت سر کسی نفس کشیدن / زیر نظر داشتن / تحت فشار گذاشتن ) :
�مدیرم همیشه پشت گردنم نفس می کشد تا ببیند دارم چه کار می کنم. � / �My boss is always breathing down my neck to see what I'm doing. �
�اگر به این کار ادامه بدهی، مجبورم استعفا بدهم. نمی توانم تحمل کنم کسی مدام پشت گردنم نفس بکشد. � / �If you keep doing this, I'll have to quit. I can't stand someone breathing down my neck all the time. �
�لطفاً یک کم به من فاصله بده. وقتی کسی پشت گردنم نفس می کشد، نمی توانم تمرکز کنم. � / �Please give me some space. I can't concentrate when someone is breathing down my neck. �
�در دو کیلومتری پایان مسابقه، دونده دوم پشت گردن نفر اول نفس می کشید. � / �With two kilometers to go, the second runner was breathing down the leader's neck. �
�برای تحویل پروژه دوشنبه تحت فشار شدیدی هستم و مدیر عامل مدام پشت گردنم نفس می کشد. � / �I'm under a lot of pressure to deliver the project by Monday, and the CEO is breathing down my neck. �
�او پشت گردن من نفس می کشد تا قرارداد را هر چه زودتر امضا کنم. � / �He's breathing down my neck to sign the contract as soon as possible. �
�وقتی معلم پشت گردنت نفس می کشد، حس امتحان دادن دائمی داری. � / �When the teacher is breathing down your neck, you feel like you're constantly being tested. �
�پلیس آنقدر به مظنون نزدیک شده بود که انگار پشت گردنش نفس می کشید. � / �The police were so close to the suspect they were practically breathing down his neck. �
�اگر رئیس از فردا پشت گردنم نفس بکشد، کار را رها می کنم. � / �If the boss starts breathing down my neck from tomorrow, I'll quit the job. �
�در این شغل جدید، مدیرم مدام پشت گردنم نفس می کشد و هیچ استقلال عملی ندارم. � / �In this new job, my manager is constantly breathing down my neck and I have no autonomy. �
�وقتی مهلت تحویل نزدیک می شود، همه مدیران پشت گردن کارمندان نفس می کشند. � / �When the deadline approaches, all the managers start breathing down the employees' necks. �
�نمی توانم با کسی که مدام پشت گردنم نفس می کشد کار کنم. � / �I can't work with someone who's always breathing down my neck. �
�فشار فروش این ماه آنقدر زیاد است که مدیر فروش پشت گردن همه تیم نفس می کشد. � / �The sales pressure this month is so high that the sales manager is breathing down everyone's neck. �
�او پشت گردنم نفس می کشید تا هر چه زودتر جواب قطعی بدهم. � / �He was breathing down my neck to give him a definite answer as soon as possible. �
�در این شرکت فضای رقابتی وحشتناکی حاکم است و همکاران پشت گردن هم نفس می کشند. � / �There's a terrible competitive atmosphere in this company, and colleagues are breathing down each other's necks. �
به معنی تحت فشار قرار دادن یا نظارتِ شدید و مدام بر روی شخص است.
فضولی کردن ، پاییدن ، دید زدن
to closely watch someone and everything they do, particularly in a way that makes them feel uncomfortable
e. g. It's awful having a boss who breathes down your neck all the time


مزاحم شدن ، پاپی شدن
( اصطلاح ) : موی دماغ کسی بودن
https://idioms. thefreedictionary. com/breathe down neck