breakfall


ورزش : قرار دادن بازوان و پا در زیر بدن هنگام افتادن، فن اوکه مى
شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• (in sports) technique that reduces the impact of a fall

پیشنهاد کاربران

مانع افتادن شدن
He's just breaking his fall
او فقط مانع افتادن خودش شد ( دستش را سپر کرد روی زمین که نیافتد )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما