break ranks
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: از صف خارج شدن؛ از موضع جمعی فاصله گرفتن؛ برخلاف موضع رسمی یا نظر غالب گروه خود عمل کردن.
🔸 مثال ها
Several lawmakers broke ranks with their party and voted against the bill.
چند نماینده برخلاف موضع حزب خود عمل کردند و به لایحه رأی مخالف دادند.
... [مشاهده متن کامل]
The senator refused to break ranks with the administration.
سناتور حاضر نشد از موضع دولت فاصله بگیرد و برخلاف آن موضع گیری کند.
One senior official has broken ranks with the government over its policy toward Russia.
یکی از مقام های ارشد درباره سیاست دولت در قبال روسیه، صف خود را از دولت جدا کرده است.
🔸 مثال ها
چند نماینده برخلاف موضع حزب خود عمل کردند و به لایحه رأی مخالف دادند.
... [مشاهده متن کامل]
سناتور حاضر نشد از موضع دولت فاصله بگیرد و برخلاف آن موضع گیری کند.
یکی از مقام های ارشد درباره سیاست دولت در قبال روسیه، صف خود را از دولت جدا کرده است.
انشعاب کردن
راه خود را جدا کردن ( از کسی، بقیه. . . )
صف خود را جدا کردن
اعلام براءت کردن
He was the first to break ranks with Ceausescu and publicly criticise his policies.
او اولین نفری بود که صف خودش را سوا کرد از و علنا مخالفت می کند با سیاستهای او
... [مشاهده متن کامل]
31Republicans in the Assembly broke ranks to vote with Democrats
۳۱جمهوری خواه در این نشست صف خودشان را جدا کردند با رای دادن به دمکراتها
The party has broken ranks, with five of its nine presidential hopefuls calling for a review of the revisions.
این حزب صف خودش را جدا کرده با۵تا از ۹ شانس های ریاست جمهوری اش که خواستار نقد و بررسی این تجدید نظر بودند.
صف خود را جدا کردن
اعلام براءت کردن
او اولین نفری بود که صف خودش را سوا کرد از و علنا مخالفت می کند با سیاستهای او
... [مشاهده متن کامل]
۳۱جمهوری خواه در این نشست صف خودشان را جدا کردند با رای دادن به دمکراتها
این حزب صف خودش را جدا کرده با۵تا از ۹ شانس های ریاست جمهوری اش که خواستار نقد و بررسی این تجدید نظر بودند.
اعلام برائت کردن