break down in tears

پیشنهاد کاربران

اشک های کسی سرازیر شدن
Ex. But then, when I took the first bite, I broke down in tears.
اما وقتی که اولین لقمه را خوردم، اشک هایم سرازیر شد.
ترکیدن به گریه . طوری که آدم از حالت نرمال خارج بشه و منظور گریه معمولی نیست .
یه دفعه زدن زیر گریه
به گریه افتادن
گریه کردن ( منظور طوری گریه کردن که اشک از چشمان جاری شود ) ، شروع به گریه کردن He broke down in tears during his testimony