🔸 مثال ها:
• "The journalist broke the story about the corruption scandal. "
آن روزنامه نگار خبر رسوایی فساد را برای اولین بار منتشر کرد.
• "We need to break this story before our competitors do. "
... [مشاهده متن کامل]
باید این خبر را قبل از رقبا منتشر کنیم ( پیش دستی کنیم ) .
• "The network broke the story of the president's resignation live on air. "
آن شبکه خبری، خبر استعفای رئیس جمهور را برای اولین بار به صورت زنده پخش کرد.
• "She spent months investigating before she finally broke the story. "
ماه ها تحقیق کرد تا بالاخره آن خبر را فاش و منتشر کرد.
🔸 نکته:
"Break a story" ریشه در زبان روزنامه نگاری دارد و وقتی خبری "می شکند" ( breaks ) ، یعنی ناگهان به سطح عمومی می آید و دیگر قابل پنهان کردن نیست. این عبارت با "breaking news" ( خبر فوری ) هم خانواده است. تفاوت آن با "report a story" ( گزارش یک خبر ) در این است که "break" تأکید بر نخستین انتشار و انحصار دارد، در حالی که "report" صرفاً به معنای پوشش خبری است. این عبارت معمولاً بار مثبتی برای خبرنگار دارد ( نشان دهنده موفقیت و تیزهوشی حرفه ای ) و در بافت های سیاسی، جنایی، رسانه ای و تحقیقی بسیار کاربرد دارد.
آن روزنامه نگار خبر رسوایی فساد را برای اولین بار منتشر کرد.
... [مشاهده متن کامل]
باید این خبر را قبل از رقبا منتشر کنیم ( پیش دستی کنیم ) .
آن شبکه خبری، خبر استعفای رئیس جمهور را برای اولین بار به صورت زنده پخش کرد.
ماه ها تحقیق کرد تا بالاخره آن خبر را فاش و منتشر کرد.
🔸 نکته:
"Break a story" ریشه در زبان روزنامه نگاری دارد و وقتی خبری "می شکند" ( breaks ) ، یعنی ناگهان به سطح عمومی می آید و دیگر قابل پنهان کردن نیست. این عبارت با "breaking news" ( خبر فوری ) هم خانواده است. تفاوت آن با "report a story" ( گزارش یک خبر ) در این است که "break" تأکید بر نخستین انتشار و انحصار دارد، در حالی که "report" صرفاً به معنای پوشش خبری است. این عبارت معمولاً بار مثبتی برای خبرنگار دارد ( نشان دهنده موفقیت و تیزهوشی حرفه ای ) و در بافت های سیاسی، جنایی، رسانه ای و تحقیقی بسیار کاربرد دارد.
در رسانه های خبری و روزنامه ها:
انتشار خبر برای اولین بار
در فیلمنامه نویسی:
چیدن کارکترها، صحنه ها و . . . قبل از شروع نگاشتن فیلم نامه
انتشار خبر برای اولین بار
در فیلمنامه نویسی:
چیدن کارکترها، صحنه ها و . . . قبل از شروع نگاشتن فیلم نامه
فاش کردن یک موضوع سکرت
داستان را فاش کردن. گفتن خبری برای اولین بار.