break a promise

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Christopher, who had promised to be home by Christmas and had never broken a promise in his life.
[ترجمه ترگمان]کریستوفر که قول داده بود تا کریسمس به خانه برگردد و هیچ قولی در زندگی او نداده بود
[ترجمه گوگل]کریستوفر، که به کریسمس وعده داده بود که در خانه زندگی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. People want to do friends favors and hate break a promise.
[ترجمه ترگمان]افراد دوست دارند دوست داشته باشند و از شکستن قول خود نفرت دارند
[ترجمه گوگل]مردم می خواهند دوستان را دوست داشته باشند و از انجام وعده هایشان متنفر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If the prince break a promise, the violent princess will kill the prince.
[ترجمه ترگمان]اگر شاهزاده قول دهد شاهزاده خشن شاهزاده را خواهد کشت
[ترجمه گوگل]اگر شاهزاده یک وعده را شکست، شاهزاده خشن شاهزاده را به قتل می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Never break a promise.
[ترجمه ترگمان] هیچوقت بهم قول نده
[ترجمه گوگل]هرگز وعده ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Remind your partner that it's better to decline a task than to break a promise.
[ترجمه Fateme] به شریک خود یاداوری کنید بهتر است انجام کاری را نپذیرد تا اینکه قولش را بشکند.
|
[ترجمه ترگمان]به شریک خود یادآوری کنید که بهتر است یک کار را کاهش دهید تا یک وعده را بشکنید
[ترجمه گوگل]شریک زندگی خود را به خاطر بسپارید که بهتر است یک کار را کنار بگذارید تا یک وعده شکست بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. People want to do friends favours and hate to break a promise.
[ترجمه ترگمان]مردم دوست دارند دوستانی برای هم داشته باشند و از شکستن پیمان نفرت داشته باشند
[ترجمه گوگل]مردم می خواهند دوستان را دوست داشته باشند و از انجام وعده هایشان متنفر باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Difficulties with children will surface if you try to break a promise you made.
[ترجمه ترگمان]مشکلات با کودکان در صورتی که سعی کنید قولی را که ایجاد کرده اید، بشکنید، به سطح آب وارد خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر قصد شکستن وعده ای را دارید، مشکلات با کودکان روی خواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. If you make a promise you should keep it ; you ought not break a promise.
[ترجمه سمیرا] اگر قولی میدی باید حفظش کنی و قولتو نشکنی
|
[ترجمه ترگمان]اگر قول بدهید که آن را نگه دارید، شما نباید یک قولی به من بدهید
[ترجمه گوگل]اگر وعده داده باشید، باید آن را حفظ کنید؛ شما نباید یک وعده شکست بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• violate a pledge, not keep a promise

پیشنهاد کاربران

زیر قول زدن
قول خود را شکستن
به وعده خود وفا نکردن
عهد و پیمان خود را به جا نیاوردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما